ساختار اجتماعی زنای به عنف
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشجوی دکتری فقه و حقوق جزا، دانشگاه شهید مطهری. تهران، ایران.
3 دانشجوی دوره دکتری حقوق جزا و جرمشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/thdad.2021.524874.1705چکیده
زنای به عنف به عنوان یکی از مصادیق مهم خشونت علیه زنانْ پیامدهای ناگوار بسیاری را برای بزهدیدگان این حوزه به وجود میآورد. با وجود رویکرد کیفرگرای قانونگذار ایران در قبال جرم تجاوز جنسی و پیشبینی مجازات اعدام، اما در عمل کارایی پیشگیری کیفری در این حوزه با خلأ مواجه است. با این حال، تبیین علّتشناسانه تجاوز در قالب نظریههای جرمشناسی جریان غالب و ارائه رهیافتهای پیشگیرانه در پرتو تئوریهای یاد شده، حاکی از شکست رویکردهای نظری و کاربردی جریان غالب در قلمروی جرم تجاوز است. بر این اساس، در نگرشهای جدیدْ با استفاده از نظریههای جامعهشناسانه تلاش میشود تا پدیده تجاوز به مثابه یک کنش اجتماعی و در بستر مناسبات اجتماعی تحلیل شود. یکی از مهمترین نظریههای این حوزه، نظریه ساختار اجتماعی و نقش آن در ارتکاب جرم تجاوز است. ساختار اجتماعی به مثابه یک نظریه انتقادی و برساختگرایانه، با تأکید بر مدلهای فرهنگی و هنجاری، از یکسو، مناسبات اجتماعی را به مثابه الگوهای بنیادی جامعه تعریف میکند و از سوی دیگر، کنشها و رفتارهای مورد انتظار را در ساختار جامعه بازتولید میکند. بدین سان، پژوهش حاضر درصدد است تا با استفاده از روش کیفی تحلیل و واکاوی اسناد قضایی، نقش ساختار اجتماعی را در جرم تجاوز در سطح شهر مشهد بررسی کند. در نمونههای مورد مطالعه، کاربست نظریه ساختار اجتماعی در تحلیل جرم تجاوز، این نتیجه را به دست میدهد که از یکسو، تبعیض جنسیتی برگرفته از قدرت موجود در ساختار اجتماعی است و از سوی دیگر، آزار جنسی در کلیشههای ذهنی برخی افراد نهادینه شده است. علاوه بر آن، پیکربندی ساختار اجتماعی روابط جنسیتی موجب رشد جرم تجاوز میشود.