موازنهگرایی در سیاستهای ژئوپلیتیکی هند (با تأکید بر نقش و جایگاه بندر چابهار ایران)
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.29252/esrj.9.1.46چکیده
مکانهای جغرافیایی هنگامی نزد بازیگران سیاسی مطلوبیت پیدا میکنند، که از حیث ارزش (سیاسی، اقتصادی، ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیکی) تولید کننده قدرت باشند؛ به تعبیری به واسطه وزن ژئوپلیتیکی که دارند بتوانند تأمین کننده نیازهای حیاتی آن بازیگر سیاسی (مثلاً کشور) باشند. بندر چابهار به واسطه وزن ژئوپلیتیکی بالا از حیث تأثیرگذاری، چنین مکانی است. هند بهعنوان یک قدرت منطقهای بزرگ و قدرت نوظهور جهانی قصد دارد از پتانسیلهای مکانی چابهار در موازنه با رقبای عمده، بهره ببرد. بهطور اجمالی، موازنهگرایی هند از طریق بندر چابهار با دو هدف است؛ موازنه منافع با ایران، که از نوع وابستگی متقابل است. موازنه قدرتی با پاکستان و چین که از نوع رقابت و گاهاً منازعه است؛ از این منظر- در درجه اول، چابهار مدخلی است برای خروج هند از تنگنای محاصره در جنوب آسیا توسط چین و پاکستان. در درجه بعدی، مسیر ایران (چابهار) بهعنوان یک مسیر راهبردی، امن و مقرون به صرفه؛ مناسبترین مسیر برای هند، جهت ورود به افغانستان (با وجود دشمنی با پاکستان)، آسیای مرکزی و کشورهای حوزه دریای خزر میباشد. در ورود هند از طریق ایران، به مناطق مذکور، اهدافی همچون: نیازمندیهای اقتصادی (انرژی و بازرگانی)، امنیتی (مبارزه با تروریسم) و سیاسی (موازنه و رقابت با چین و پاکستان) نهفته است.