یکسان انگاری بدمذهبی: بررسی مقایسه ای سِیَر الملوک و السمتظهری
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه یاسوج
2 استادیار دانشگاه یاسوج
3 دانشیار دانشگاه یاسوج
doi
10.22034/kalam.2025.1023.1114چکیده
پس از ظهور و نشر آیین اسماعیلی در سرزمینهای اسلامی و ادعای آنها مبنی بر استحقاق خلافت، جامعه اهل سنت به رهبری خلفای عباسی به روشهای متعددی با آنها مقابله کردند. ردیه نویسی یکی از این گونههای رویارویی ها بود.و از استدلالهای آمده در ردیهها این ادعا بود که بدمذهبی در طی تاریخ گرچه نامهای مختلفی داشته است اما ریشه در یک جریان واحد داشته و اسماعیلیان نیز تداوم همین جریان هستند.این نوشتار به بررسی دو کتابی میپردازد که بر اساس یکسان انگاری همهی بدمذهبان به رد آنان مبادرت میورزد. بدین منظور زمینه و زمانهی نگارش این کتابها بررسی میشود تا با روشی هرمنوتیکی به مقصود نویسندگان سیر الملوک و المستظهری تقرب جسته شود. بنابراین مسألهی اصلی این پژوهش این است که چه عواملی باعث شکل گیری ادعای یکسان بودن و ریشهی یگانه داشتن بدهبی در طول تاریخ با تمرکز بر دو کتاب مزبور است؟ زمانهی ایشان مقارن بود با ظهور نزاریان و ترورهای آنها که وحشتی عام را در بین اهل سنت باعث شده بود و به مقابله ای شدیدتر با آنها در ردیه نویسیها و یکسره کافر خواندن آنها و انتسابشان به کفری یکتا که مقابل درست دینی است، منجر شد. این نوشتار نشان می دهد که گرچه به لحاظ تاریخی و کلامی یافتن ریشهی یگانه برای همهی اندیشه های مخالف و جریان مذهبی غالب، امری دست نیافتنی است، اما صاحبان دو اثر مورد نظر و شاید آثاری مشابه، برای تن دادن به گفتمان مسلط زمانه، هم اعتقادی کلامی برای تکفیر اسماعیلیان میسازند و هم تاریخ را به نفع ادعای خویش تحریف میکنند.