نمود واژگانی درگویش لکی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه زبان‌شناسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران

2 استاد زبان شناسی همگانی دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استادیار گروه زبان‌شناسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران

doi
10.29252/LRR.12.4.10
چکیده

یکی از مقوله‌های معنا‌شناختی که در کنار سایر مقوله‌های دستوری متبلور‌شده در فعل (از قبیل وجه و زمان دستوری) دارای اهمیت بسزایی است، نمود فعل است. مقولۀ نمود را می‌توان نحوۀ نگریستن به فعل از لحاظ آغاز شدن، چگونگی تحقق، تداوم و یا پایان یافتن رویداد فعل دانست، در حالی که نمود دستوری معمولاً با عناصر تصریفی و غیرتصریفی در جمله بیان می‌شود، افعال حاوی نمود واژگانی بدون اخذ نشانۀ دستوری خاصی و با توجه به معنا و ویژگی‌های ذاتی فعل، چارچوب زمانی خاصی را به لحاظ شروع، چگونگی تحقق، ادامه و پایان رویداد نشان می‌دهند. این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با درنظر گرفتن رویکردهای نمودی و مدل‌های موجود در‌خصوص نمود، به بررسی و طبقه‌بندی انواع نمود واژگانی فعل در گویش لکی می‌پردازد و نشان می‌دهد که در چارچوب مدل کرافت (2012) گویش لکی دارای چهار گروه اصلی نمود واژگانی شامل ایستا، فعالیتی، غایتمند و حصولی و ده زیر‌گروه نمود واژگانی شامل ایستای گذرا، ایستای پایدار اکتسابی، ایستای پایدار ذاتی، فعالیتی مستقیم (جهت‌دار)، فعالیتی غیر‌مستقیم (چرخه‌ای)، غایتمند مستقیم (جهت‌دار)، غایتمند غیر‌مستقیم، حصولی بازگشتنی، حصولی غیربازگشتنی و حصولی دوره‌ای (چرخه‌ای) است.