بررسی رابطه بین دموکراسی و رشد اقتصادی: مطالعه موردی برای 8 کشور بزرگ اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار اقتصاد دانشگاه ارومیه

2 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه ارومیه

3 استادیار جامعه شناسی سیاسی دانشگاه ارومیه

doi
چکیده

هدف این پژوهش بررسی تأثیرات آستانه­ای بالقوه در رابطه میان دموکراسی و رشد اقتصادی برای کشورهای عضو گروه دی هشت(D-8)  طی دوره زمانی 2011- 1996 می­باشد. در رابطه مورد مطالعه علاوه بر متغیرهای فوق، متغیرهای مخارج تحصیل، مخارج مصرفی دولت، صادرات مواد خام کشاورزی، نرخ تورم و شاخص باز بودن اقتصاد نیز لحاظ گردیده­اند. جهت انجام این بررسی از مدل رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی (PSTR) استفاده شده است. نتایج بدست آمده فرضیه خطی بودن را رد می­کند و یک مدل دو رژیمی با حد آستانه­ای دموکراسی 971/0- را پیشنهاد می­نماید. در رژیم اول متغیرهای دموکراسی، مخارج تحصیل و مخارج مصرفی دولت تأثیر مثبت و معنی­دار و متغیرهای صادرات مواد خام کشاورزی، نرخ تورم و  شاخص باز بودن اقتصاد تأثیر منفی و معنی­داری بر رشد اقتصادی دارند. در رژیم دوم و پس از عبور از سطح پایین دموکراسی به سطوح بالاتر آن، متغیرهای دموکراسی، مخارج تحصیل، صادرات مواد خام کشاورزی و شاخص باز بودن اقتصاد تأثیر مثبت و معنی­دار و متغیرهای مخارج مصرفی دولت و نرخ تورم تأثیر منفی و معنی­داری بر متغیر رشد دارند. البته با گذار به سطوح بیشتر دموکراسی، از شدت تأثیر نرخ تورم کاسته شده، میزان تأثیرگذاری متغیرهای دموکراسی و مخارج تحصیل افزایش داشته و متغیرهای مخارج مصرفی دولت، صادرات مواد خام کشاورزی و شاخص باز بودن اقتصاد بین دو رژیم تغییر علامت داده­اند. از این رو نتایج تجربی این مطالعه تأییدی بر دیدگاه سازگاری دموکراسی می­باشد.