گستاخی نشاندار در نمایشنامۀ پلکان

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.29252/LRR.12.4.23
چکیده

پژوهش حاضر درپی بررسی نمود رفتارهای زبانی تهدید­کننده یا سازندۀ وجهه در نمایشنامۀ پلکان اثر اکبر رادی براساس نظریۀ ترکورافی (2008) است که براساس آن رفتارهای زبانی به پنج دستۀ ادب­بی­نشان، ادب نشاندار، بی­ادبی، گستاخی بی‌نشان و گستاخی نشاندار تقسیم می­شود. تعیین الگوی رفتار زبانی با بیشترین فراوانی در کل نمایشنامه، شناسایی الگوهای زبانی شخصیت­های فرادست و فرودست، تشخیص الگوی رفتار کلامی شخصیت­های نمایش با شخصیت اصلی در موقعیت ­فرودستی او و همچنین بررسی نحوۀ تغییر الگوی کلامی شخصیت اصلی در عبور از پلۀ فرودستی تا پله­های فرادستی از اهداف این پژوهش است. براساس نتایج، در میان الگوهای کلامی، گستاخی نشاندار دارای بیشترین فراوانی در پلکان است و در الگوی کلامی شخصیت­های فرادست تمایلی برای حفظ و ساخت وجهۀ فرودستان وجود ندارد؛ وجهۀ فرودستان از روی عمد و با بیشترین استفاده از گستاخی نشاندار از سوی شخصیت­های فرادست تهدید می­شود. الگوی کلامی شخصیت­های فرودست از تنوع بیشتری برخوردار است و آنان از گستاخی بی­نشان بیشتر از سایر الگوهای کلامی استفاده می­کنند. به‌علاوه، الگوی کلامی شخصیت اصلی داستان درگذر از موقعیت فرودستی به موقعیت فرادستی از بی­ادبی به گستاخی نشاندار تغیر می­کند و هرچه از پلکان موقعیت و جایگاه بالاتر می­رود، از گستاخی نشاندار بیشتری استفاده می­کند. واژه‌های کلیدی: ادب بی­نشان و نشاندار، بی­ادبی، گستاخی نشاندار و بی‌نشان، ترکورافی، نمایشنامۀ پلکانپژوهش حاضر درپی بررسی نمود رفتارهای زبانی تهدید­کننده یا سازندۀ وجهه در نمایشنامۀ پلکان اثر اکبر رادی براساس نظریۀ ترکورافی (2008) است که براساس آن رفتارهای زبانی به پنج دستۀ ادب­بی­نشان، ادب نشاندار، بی­ادبی، گستاخی بی‌نشان و گستاخی نشاندار تقسیم می­شود. تعیین الگوی رفتار زبانی با بیشترین فراوانی در کل نمایشنامه، شناسایی الگوهای زبانی شخصیت­های فرادست و فرودست، تشخیص الگوی رفتار کلامی شخصیت­های نمایش با شخصیت اصلی در موقعیت ­فرودستی او و همچنین بررسی نحوۀ تغییر الگوی کلامی شخصیت اصلی در عبور از پلۀ فرودستی تا پله­های فرادستی از اهداف این پژوهش است. براساس نتایج، در میان الگوهای کلامی، گستاخی نشاندار دارای بیشترین فراوانی در پلکان است و در الگوی کلامی شخصیت­های فرادست تمایلی برای حفظ و ساخت وجهۀ فرودستان وجود ندارد؛ وجهۀ فرودستان از روی عمد و با بیشترین استفاده از گستاخی نشاندار از سوی شخصیت­های فرادست تهدید می­شود. الگوی کلامی شخصیت­های فرودست از تنوع بیشتری برخوردار است و آنان از گستاخی بی­نشان بیشتر از سایر الگوهای کلامی استفاده می­کنند. به‌علاوه، الگوی کلامی شخصیت اصلی داستان درگذر از موقعیت فرودستی به موقعیت فرادستی از بی­ادبی به گستاخی نشاندار تغیر می­کند و هرچه از پلکان موقعیت و جایگاه بالاتر می­رود، از گستاخی نشاندار بیشتری استفاده می­کند.