خاستگاه زمین ساختی ماسه‌سنگ های سازند بایندور (نئوپروتروزوئیک پسین) در برش چپقلو، شمال‌غرب ایران

نویسندگان

1 دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان (IASBS)

2 دانشگاه شهید بهشتی تهران

doi
چکیده

جایگاه زمین ساختی ایران طی نئوپروتروزوئیک پسین به خوبی شناخته شده نیست و پیشنهاداتی از حاشیه غیرفعال (ایران به­عنوان بخشی از پلاتفرم آفرو-عربی) تا حاشیه فعال (ایران به­عنوان بخشی از زمین­های پیرامونی گندوانا) وجود دارد. خاستگاه زمین ساختی سازند بایندور که طی این زمان نهشته شده است، می­تواند اطلاعات ارزشمندی از تکامل زمین ساختی ایران طی نئوپروتروزوئیک پسین را فراهم کند. سازند بایندور در برش چپقلو به­طور غالب از سنگ­های سیلیسی آواری ارغوانی تیره تا قرمز رنگ، بیشتر گلسنگ و به میزان کم­تر ماسه­سنگ و سنگ­های کربناته، تشکیل شده است (m400~). ماسه­سنگ ها حاوی مقادیر فراوانی کوارتز، فلدسپار و قطعات سنگی ولکانیکی (اغلب آندزیتی و ریولیتی) هستند و ترکیب Q44F30RF26 (لیتیک آرکوز تا آرکوزیک لیتارنایت)، Qt47F30L23 و Qm37F30Lt33 دارند. این داده­ها به روشنی نشان می­دهد که ماسه­سنگ های سازند بایندور از منشا کمان ماگمایی با ترکیب سنگ­های ولکانیکی فلسیک/حدواسط و سنگ­های نفوذی گرانودیوریتی رخنمون یافته، منشا گرفته­اند. بلوغ نیافتگی بافتی و ترکیبی رسوبات سازند بایندور در کنار شکل نسبتا زاویه­دار تا زاویه­دار دانه­های ناپایدار همانند قطعات سنگی ولکانیکی، نشان دهنده منشا گرفتن محلی از سنگ­های رخنمون یافته اطراف (منشاهای نزدیک) و نهشت در یک حاشیه قاره­ای فعال است. این نتایج شواهد جدیدی از نقش فرورانش در این دوره زمانی در ایران، به­عنوان بخشی از زمین­های پیرامونی گندوانا را فراهم می­کنند.