خوانش معناشناسانۀ کارکرد عناصر چهارگانۀ داستان قرآنی موسی(ع) و فرعون
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.29252/LRR.12.2.6چکیده
عناصر چهارگانه در میان اساطیر و باورهای کهن بشر جایگاهی ویژه داشته و آرای فیلسوفان، طبیبان و عارفان زیادی را بهخود اختصاص داده است. در ادبیات نیز این عناصر آشکار بوده است. باشلار تخیلات مادی بشر را براساس عناصر آب، آتش، خاک و باد طبقهبندی میکند و معتقد است برای بازشناسی شاعران اصیل، باید به میزان نزدیکی و دوری آنها از این عناصر توجه کرد. از نظر او اثر هنری پویایی خود را از عمق ارتباط با عناصر چهارگانه میگیرد که این عناصر بهشکل گسترده و هنری در سورۀ قصص آشکار است. مربع معنایی با فشرده کردن فرایند کلامی، نقطۀ مرکزی و قلب گفتمان را نشانه میرود. فرایند پویای کلام را به تصویر میکشد و بر ارتباط مقولهای استوار است. هدف این مقاله یافتن تأثیر عناصر چهارگانه بر فرایند تحول معنایی است تا اثر آنها را در لایۀ انتزاعی و پنهان متن کشف کند. بدین ترتیب، نگارندگان در این پژوهش کوشیدهاند با استفاده از رویکرد مربع ـ معناشناسی گرمس و نظرات باشلار کارکرد این عناصر طبیعی را در سورۀ قصص با محوریت داستان حضرت موسی(ع) و فرعون بررسی کنند و تضادهای موجود در محور حرکتی دو کنشگر اصلی داستان را براساس مربع ـ معناشناسی گرمس تحلیل کنند. نتایج مقاله نشان میدهد، عناصر چهارگانه، همگونی زیادی با جامعۀ هدف نبوت حضرت موسی(ع) (جامعۀ مصر) دارند. آب، آغازگر نجاتبخشی بشر است. آتش، نشانۀ تغییر و تولدی دوباره است. بسامد عنصر خاک پررنگتر از بقیۀ عناصر است. هممچنین، در محور معنایی رسالت و هدایت، عناصر چهارگانه محور ارتباطی تقابل تناقضی را شکل میدهند.