مقاومسازی مسکن شهری و تحلیل اثر بازار تأمین مالی، یک مدل نظری برای هماهنگی سیاستگذاری مالی و شهری تحت تنزیل هایپربولیک
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
2 دانشجوی دکترای تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
3 استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
doi
10.22108/ue.2023.136886.1249چکیده
پژوهشها نشان میدهند در صنعت مسکن و ساختمان شهری در ایران، سطح مقاومسازی بهعنوان جزء کلیدی کیفیت ساختمانها و عامل پیشگیری از مخاطره شدید در سوانح طبیعی بهصورت بهینه نیست؛ این واقعیت، در آمار تلفات و خسارات سوانح منعکس میشود. این مقاله برای نخستینبار تلاش میکند این امر را در چارچوب مفهوم تنزیل هایپربولیک در اقتصاد رفتاری و نیز عدمتقارن اطلاعات بین توسعهگر شهری و شهروند مصرفکننده مسکن توضیح دهد؛ برای این منظور، یک مدل نظری رفتاری با استفاده از تابع تنزیل بتا - دلتای لیبسن توسعه داده میشود تا رفتار شهروندان در بازار مسکن با تنزیل هایپربولیک، با رفتار بهینه مقایسه شود. نتایج مدل، تورش روبهپایین تقاضا برای مقاومسازی ساختمان بهمنظور پیشگیری از سوانح شهری را نشان میدهند. در این مطالعه نظری، برای تصحیح و بهینگی تقاضا بهمنظور مقاومسازی در صنعت مسکن و ساختمان شهری، دو سازوکار پرداخت یارانه و تأمین مالی مقاومسازی، به سیاستگذار شهری پیشنهاد و مقایسه شدهاند. شبیهسازی مدل نظری نشان میدهد راهبرد تأمین مالی برای بهینهشدن سطح تقاضای شهروندان با تنزیل هایپربولیک، در صنعت مسکن و ساختمان، با تقریب خوبی کارا و تصحیحکننده است؛ از این منظر، مکانیسم تأمین مالی در خصوص تدارک سطح بهینه مقاومسازی و تابآوری شهری متناسب با ریسک سوانح در شهرها کارآمد است. سیاستگذار شهری در هماهنگی با سیاستگذار مالی میتواند امکان اصلاح و بهینگی رفتار و انتخابهای شهروندان تنزیلگر را با ایجاد نظام تأمین مالی تکاملیافته در حوزه مقاومسازی فراهم کند؛ درنهایت، با شبیهسازی، نرخ بهینه برای این نوع تأمین مالی مقاومسازی تخمین زده شده است. نتایج این شبیهسازی نشان میدهند این نرخ در طیف گستردهای از دادههای شبیهسازی، به نرخهای متعارف بسیار نزدیک است و بنابراین، لازم نیست یارانهای باشد. طبقهبندیJEL : R21، R31، D11 و .D03