اثر جنسیت کودک، شغل و تحصیلات والدین، تک‌فرزندی و سبک‌های فرزندپروری بر رشد معناشناسی، نحو و تولید کلمه در کودکان پیش‌دبستانی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد الکترونیک، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد توان‌بخشی شناختی، مؤسسۀ آموزش عالی علوم شناختی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه مطالعات روان‌شناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

4 کارشناسی ارشد گفتاردرمانی، دانشکدۀ توان‌بخشی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.

doi
10.29252/LRR.12.2.21
چکیده

رشد زبان در کودکان تفاوت‌هایی با هم دارد و عوامل مرتبط با کودک و خانواده ممکن است روی تسهیل یا تضعیف رشد زبان اثر بگذارد. هدف مطالعۀ حاضر، بررسی اثر جنسیت کودک، تعداد فرزندان خانواده، شغل والدین (پدر و مادر)، تحصیلات والدین و سبک‌های فرزندپروری بر روی رشد مؤلفه‌های زبانی (معناشناسی، نحو و تولید کلمه) بود. جامعه شامل کودکان پیش‌دبستانی و خانواده‌هایشان در شهر کرج بودند. از 98 خانواده و کودک نمونه‌گیری انجام شد. آزمون رشد زبانی (نسخۀ سوم) روی کودک اجرا شد و پرسش‌نامۀ اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسش‌نامۀ اقتدار والدگری روی والدین اجرا شد. یافته‌ها نشان داد عملکرد دختران در مؤلفه‌های درکِ نحوی، تکمیل دستوری و استفاده از واژگان ربطی بهتر از پسران بود. تفاوتی بین خانواده‌های تک‌فرزند و چند فرزند در مؤلفه‌های رشد زبانی وجود نداشت. شغل پدر تأثیر معنا‌داری بر روی شاخص‌های رشد زبانی نداشت، اما عملکرد کودکانی که مادرانشان شغل بیرون از خانه داشتند نسبت‌به مادران خانه‌دار، بهتر بود. کودکانی که والدینشان تحصیلات بالاتری داشتند عملکرد بهتری در خرده‌آزمون‌های درک نحو، تکمیل دستوری و استفاده از واژگان ربطی داشتند. به‌علاوه، سبک‌های فرزندپروری مقتدرانه و سهل‌گیر رابطۀ مثبت با رشد نحو و معنا‌شناسی داشتند، در‌ حالی که سبک فرزندپروری مستبدانه رابطۀ منفی با درک نحو و معنا‌شناسی داشت. می‌توان گفت وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده (به‌صورت خاص سطح تحصیلات والدین و شاغل ‌بودن مادر) و سبک‌های فرزندپروری روی اکتساب زبان کودکان اثرگذار است و توانایی زبانی در حوزۀ معنا‌شناسی و نحو در دختران، در دورۀ پیش‌دبستانی، بهتر از پسران است.