معرفی «زباهیجان» به‌عنوان حلقۀ مفقودۀ قوم‌نگاری ارتباط: مکمل الگوی SPEAKING هایمز

نویسندگان

1 استاد گروه آموزش زبان انگلیسی و روان‌شناسی تربیتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه تربیت‌ مدرس، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران.

4 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.29252/LRR.12.1.1
چکیده

الگوی SPEAKING هایمز (1967)، یکی از الگوهای مرتبط با نظریه قوم‌شناسی ارتباط است که عوامل مؤثر در تعامل میان افراد را 8 مؤلفۀ موقعیت/صحنه، شرکت‌کنندگان، هدف، ترتیب‌گفتمان، لحن، ابزارگفتمان، قوانین‌گفتمان و نوع‌گفتمان درنظر می‌گیرد و معتقد است با بررسی این عوامل می‌توان تصویر جامعی راجع‌به فرهنگ و تفکر افراد یک جامعه به‌دست آورد. باتوجه به اینکه در تعاملات روزمره و فرهنگ یک جامعه واژگان و عبارات زبانی دارای بار هیجانی مثبت و منفی هستند و این هیجانات در تفسیر فرهنگی مؤثر هستند و ازآنجاکه رابطۀ مستقیمی میان جهان واژه، جهان مغز و جهان بیرون وجود دارد، به‌نظر می‌رسد این الگو با افزودن بُعد هیجان به E-SPEAKING تغییر یابد و تصویر دقیق‌تری ارائه دهد. نگارندگان در پژوهش حاضر بادرنظرگرفتن رابطۀ میان زبان، فرهنگ و هیجان واژگان، مفهوم «زباهیجان فرهنگی» را با تحلیل قطعۀ زبانی «نازکردن» و واژگان مرتبط با آن معرفی کرده و با توجه به قبض و بسط گفتمانی، قوم‌نگاری ارتباط را به قوم‌نگاری هیجانی ارتباط بسط می‌دهند. از این‌منظر می‌توان گفت افراد نسبت به واژۀ ناز دارای درجۀ هیجانی متفاوتی هستند که با این هیجانات می‌توانند قبض و بسط گفتمانی ایجاد کنند و چشم‌انداز مکالمۀ خود را تغییر دهند. درنظرگرفتن زباهیجان‌های فرهنگی شکاف میان مطالعات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی را کمرنگ‌‍ می‌کند و سبب می‌شود با نگاهی سیستمی و کل‌نگر به زبان در فرهنگ پرداخته شود و از مثله‌کردن و تقطیع فرهنگ و هیجان جلوگیری شود.