مکانیزم‌های نهادی ارتقای کارآفرینی در اکوسیستم استارتاپی ایران: تحلیلی کامونزی از تضاد، وابستگی و نظم

نویسندگان

1 دانشگاه جامع امام حسین

2 دانشگاه آزاد اسلامی

3 دانشگاه تهران

4

doi
100/jiams.2026.9204.8003
چکیده

هدف: با وجود رشد کمّی چشمگیر اکوسیستم استارتاپی ایران در دهه اخیر، اکوسیستم مذکور همچنان با نرخ بقای پایین و کندی مقیاس‌پذیری بنگاه‌های نوپا مواجه است؛ پارادوکسی که ادبیات موجود، عمدتاً با اتکا به چارچوب‌های توصیفی اکوسیستم (نظیر ایزنبرگ یا استم) یا رویکردهای نهادگرایی نو، قادر به تبیین سازوکار درونی آن نبوده‌اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مکانیزم‌های نهادی ارتقای کارآفرینی در اکوسیستم استارتاپی ایران، در چارچوب نظریه تراکنشی جان آر. کامونز (1934) انجام شده است؛ چارچوبی که برخلاف رقبای نظری خود، سه بُعد تضاد، وابستگی و نظم را هم‌زمان در واحد تحلیل تراکنش ادغام می‌کند. روش: این پژوهش از رویکرد کیفی با روش تحلیل مضمونی بازتابی (Braun & Clarke, 2022) بهره گرفته است. داده‌ها از طریق ۱۸ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مشارکت‌کنندگان کلیدی پنج‌گانه (بنیان‌گذاران، سرمایه‌گذاران خطرپذیر، مدیران شتاب‌دهنده، سیاست‌گذاران و پژوهشگران اکوسیستم) گردآوری و با مثلث‌سازی از منابع ثانویه (GEM, 2023؛ IRVC, 2024؛ StartupBlink, 2023) اعتبارسنجی شد. فرایند کدگذاری از کد باز تا کد محوری و مضمون به‌صورت مستند طی و در ۲۰٪ داده‌ها توسط دو کدگذار مستقل بازبینی شد؛ ضریب توافق کاپای کوهن برابر ۰.۷۸ به‌دست آمد. موارد انحرافی ناهمسو با الگوی غالب نیز به‌عنوان بخشی از رویه تحلیل بازتابی شناسایی و گزارش شدند. یافته‌ها: تحلیل ۲۸۳ کد اولیه، ۵۴ کد محوری و ۱۶ مضمون، چهار مقوله فراگیر را آشکار کرد: (۱) تضادهای نهادی چندلایه شامل بلاتکلیفی مزمن مجوزدهی، رقابت نامتقارن با بازیگران دولتی، و تعارض صلاحیتی بین‌وزارتخانه‌ای؛ (۲) شبکه وابستگی نامتقارن با یافته نوآورانه «وابستگی متقابل پنهان» دولت به اکوسیستم دیجیتال که علی‌رغم اهمیت اقتصادی‌اش به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ (۳) نظم هنجاری ترکیبی که در آن قواعد کارکردی غیررسمی قوی جایگزین نهادهای رسمی ضعیف شده‌اند اما در بلندمدت «سقف مقیاس‌پذیری» ایجاد می‌کنند؛ و (۴) هشت مکانیزم ارتقای نهادی در سه سطح خُرد، میانی و کلان که هم‌گرایی آن‌ها با شواهد کمّی موجود (نظیر یافته‌های الوز و فیشر، ۲۰۲۴، درباره ابهام تنظیم‌گری) تأیید شد. نتیجه‌گیری: اکوسیستم استارتاپی ایران در یک «دام نهادی» گرفتار است که از تعامل سه آسیب‌شناسی هم‌زمان تضاد، وابستگی پنهان، و نظم جایگزین با سقف رشد پدید آمده است. یافته‌ها نشان می‌دهند این دام را نمی‌توان با اصلاح نقطه‌ای یک قاعده یا نهاد گشود؛ مکانیزم‌های ارتقای پیشنهادی، از Sandbox قانونی تا کمیته‌های مشترک دولت بخش خصوصی، باید به‌صورت هم‌زمان و از چندین نقطه مداخله کنند تا حلقه بازتولید دام نهادی بشکند. این پژوهش با معرفی یافته «وابستگی متقابل پنهان» و آستانه تجربی «سقف مقیاس‌پذیری»، سهمی نظری فراتر از ادبیات توصیفی موجود اکوسیستم به بار می‌آورد. نتیجه‌گیری: اکوسیستم استارتاپی ایران در یک «دام نهادی» گرفتار است که از تعامل سه آسیب‌شناسی هم‌زمان تضاد، وابستگی پنهان، و نظم جایگزین با سقف رشد پدید آمده است. یافته‌ها نشان می‌دهند این دام را نمی‌توان با اصلاح نقطه‌ای یک قاعده یا نهاد گشود؛ مکانیزم‌های ارتقای پیشنهادی، از Sandbox قانونی تا کمیته‌های مشترک دولت بخش خصوصی، باید به‌صورت هم‌زمان و از چندین نقطه مداخله کنند تا حلقه بازتولید دام نهادی بشکند. این پژوهش با معرفی یافته «وابستگی متقابل پنهان» و آستانه تجربی «سقف مقیاس‌پذیری»، سهمی نظری فراتر از ادبیات توصیفی موجود اکوسیستم به بار می‌آورد.