بررسی جریان معکوس استعارۀ دستوری در روند همگانی‌سازی مقالات علمی در رسانه‌های گروهی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان شناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

3 دانشیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.29252/LRR.12.1.10
چکیده

در این پژوهش به بررسی چگونگی استفاده از ساخت استعارۀ دستوری و کاربرد آن در دو گونه متون علمی تخصصی و متون علمی همگانی در یک­صد مقالۀ علمی ـ پژوهشی پزشکی و یک­صد مقالۀ علمی همگانی با موضوعات مشابه در رسانه­های گروهی می­پردازیم. هدف از این پژوهش یافتن وجه تمایز ساختارهای زبانی مورد استفادۀ خبرنگاران علمی و نویسندگان متون علمی آکادمیک برای انتقال نظرات متخصصان موضوعی در متن بر پایۀ دستور نظام­مند نقش­گراست. مفهوم استعارۀ دستوری اصطلاحی است که هلیدی به­کار می­برد و منظور از آن تغییر مقوله­ای دستوری به مقوله­ای دیگر است؛ بدین ترتیب که در جریان این فرایند فعل­ و صفت­ به اسم و بند به گروه­ اسمی تبدیل می­­شود که در نتیجۀ آن تراکم واژگانی متن و میزان انتزاع و پیچیدگی آن افزایش می­یابد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نویسندگان متون علمی همگانی که بیشتر گزارش­گران علمی رسانه­های گروهی هستند در روند ساده­سازی مقالات علمی تخصصی برای انتشار در رسانه­های گروهی علاوه بر پرداختن به واژه­ها، در سطحی دیگر به ساده­سازی ساختارهای دستوری نیز می­پردازند. در راستای انجام این امر مهم، به­منظور انطباق متن ساده­شده با روند طبیعی انتقال معنا از طریق زبان و کاهش تراکم واژگانی جمله­ها، پرهیز از به­کارگیری استعارۀ دستوری یا تبدیل فرایند به ماهیت از مواردی است که آشکارا از سوی نویسندگان متون علمی ساده­شده، رعایت شده است.