مرور نظاممند نقش بازاریابی شخصیسازیشده در گردشگری پزشکی
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3
doi
100/jiams.2026.9161.7976چکیده
هدف: گردشگری پزشکی بهعنوان یکی از سریعترین بخشهای در حال رشد اقتصاد سلامت جهانی، در سالهای أخیر تحت تأثیر تحولهای دیجیتال و گسترش فناوریهای هوشمند قرار گرفته است. در این میان، بازاریابی شخصیسازیشده بهعنوان رویکردی نوین برای شناخت نیازها، ترجیحات و رفتار بیماران بینالمللی، نقش مهمی در جذب، حفظ و افزایش رضایت گردشگران پزشکی ایفا میکند. با وجود رشد مطالعات مرتبط، ادبیات این حوزه همچنان پراکنده بوده و تصویری منسجم از روندهای پژوهشی، چارچوبهای نظری، فناوریهای مورد استفاده و شکافهای دانشی موجود ارائه نشده است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی روندهای علمی، تحلیل ساختار مفهومی مطالعات، بررسی نقش فناوریهای نوین در بازاریابی شخصیسازیشده و تبیین شکافها و مسیرهای آینده پژوهش در حوزه گردشگری پزشکی انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد مرور نظاممند ادبیات و تحلیل کیفی انجام شد. دادههای پژوهش از پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس در بازه زمانی 2005 تا 2025 استخراج گردید. پس از اجرای راهبرد جستجو و اعمال معیارهای ورود و خروج، 273 مقاله واجد شرایط شناسایی و انتخاب شدند. فرآیند غربالگری و انتخاب مطالعات بر اساس دستورالعمل موارد ترجیحی گزارشدهی برای مرورهای نظاممند و فراتحلیلها انجام گرفت. همچنین، برای تحلیل ساختار مفهومی، ترسیم شبکههای موضوعی و استخراج مضامین اصلی از نرمافزار نستدد نالج استفاده شد. بهمنظور سازماندهی و تحلیل محتوای مطالعات نیز از چارچوب جامعه هدف، مداخله، مقایسه و پیامدها بهره گرفته شد. این چارچوب امکان شناسایی نظاممند حوزههای پژوهشی، فناوریهای مورد استفاده، رویکردهای مقایسهای و پیامدهای گزارششده در مطالعات را فراهم ساخت. یافتهها: نتایج نشان داد بیش از 80 درصد مقالات پس از سال 2020 منتشر شدهاند که بیانگر رشد چشمگیر توجه پژوهشگران به بازاریابی شخصیسازیشده در گردشگری پزشکی است. از نظر جغرافیایی، بیشترین تولیدات علمی متعلق به کشورهای توسعهیافته، بهویژه چین و ایالات متحده بوده است. تحلیل موضوعی نشان داد مفاهیمی نظیر «هوش مصنوعی»، «شخصیسازی»، «سیستمهای پیشنهاددهنده»، «یادگیری ماشین»، «رفتار مصرفکننده» و «بازاریابی دیجیتال» در کانون مطالعات قرار دارند. نتایج تحلیل پیکو نیز نشان داد که بیشترین تمرکز پژوهشها بر جامعه عمومی گردشگران و ذینفعان بازاریابی بوده و سهم مطالعات مرتبط با بیماران بینالمللی، بیمارستانها و سازمانهای گردشگری پزشکی محدود است. در بخش مداخله، هوش مصنوعی و سیستمهای پیشنهاددهنده پرتکرارترین فناوریهای مورد استفاده بودند. همچنین مطالعات مقایسهای عمدتاً بر برتری رویکردهای شخصیسازیشده نسبت به بازاریابی سنتی تأکید داشتند. در بخش پیامدها نیز رضایت، وفاداری مشتری، تصویر مقصد و رقابتپذیری از مهمترین نتایج گزارششده بودند. در مقابل، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، ملاحظات اخلاقی، اعتماد دیجیتال و مطالعات بینفرهنگی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که ادبیات بازاریابی شخصیسازیشده در گردشگری پزشکی بهطور فزایندهای به سمت استفاده از فناوریهای هوشمند، تحلیل دادههای رفتاری و ارائه تجربههای سفارشیشده حرکت کرده است. غلبه فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی بیانگر گذار این حوزه از رویکردهای سنتی بازاریابی به الگوهای دادهمحور و پیشبینانه است. با این حال، کمبود مطالعات تجربی در محیطهای واقعی گردشگری پزشکی، محدودیت پژوهشهای تطبیقی میان کشورها، و توجه اندک به ابعاد اخلاقی و حریم خصوصی، از مهمترین شکافهای موجود محسوب میشود. بر این اساس، توسعه مدلهای یکپارچه مبتنی بر نظریههای پذیرش فناوری، رفتار برنامهریزیشده و بازاریابی رابطهمند، انجام پژوهشهای میدانی در مقاصد گردشگری پزشکی و توجه بیشتر به اعتماد، امنیت داده و تفاوتهای فرهنگی میتواند مسیر آینده تحقیقات و کاربردهای عملی این حوزه را شکل دهد.