بررسی رشد ساختار روایی در کودکان دوزبانۀ مازندرانی- فارسی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی همگانی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

doi
10.29252/LRR.12.1.11
چکیده

ایران کشوری چندفرهنگی و چندزبانه است. بررسی تأثیر دوزبانگی بر توانایی‌های زبانی کودکان و روند فراگیری و یادگیری زبان هم از منظر روان‌شناسی زبان و هم جامعه‌شناسی زبان در مقوله برنامه‌ریزی زبانی مهم است. هدف پژوهش حاضر ــ که از نوع توصیفی ـ تحلیلی و مقایسه­ای است ــ بررسی و تحلیل روایت­های داستانی شفاهی کودکان دوزبانۀ مازندرانی ـ فارسی جویبار است تا از یک­سو تأثیر سن بر رشد ساختار روایی کودکان و از سوی دیگر، مهارت روایی کودکان در هر یک از این دو زبان بررسی و از دو منظر پیچیدگی ساختار و طول روایت مقایسه شود. به این منظور، ساختار ۳۲ روایت‌ شفاهی مازندرانی و فارسی 16 دختر و پسر 4 تا 6 سالۀ دوزبانه (در چهار گروه سنی الف: 4 - 5/4، ب: 5/4 - 5، ج: 5 - 5/5، د: 5/5 - 6) بررسی شده‌اند. نتایج نشان می­دهند که متغیر سن بر پیچیدگی ساختار روایت در هر دو سطح کلان و خرد و در هر دو زبان مازندرانی و فارسی تأثیر معناداری دارد. مقایسۀ روایت‌های فارسی و مازندرانی کودکان دوزبانه نشان می‌دهد که روایت‌های فارسی این کودکان پیچیده‌تر از روایت‌های مازندرانی‌شان است و این تفاوت به لحاظ آماری معنادار است. این تفاوت ناشی از تفاوت معنادار در مقوله‌های کنش، پیامد، حروف ربط هم‌پایه و نیز کاربرد افعال ذهنی و بیانی است. بررسی و مقایسه و طول روایت با استفاده از محاسبۀ میانگین طول پاره­گفتار و تعداد واژه تفاوت معناداری را با توجه به متغیر سن و زبان نشان نمی‌دهد، هر چند که طول روایت با بالا رفتن سن بیشتر شده است.