طراحی الگوی لابیگری استراتژیک صنعت فرش باهدف توسعه صادرات
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه فردوسی مشهد
4 دانشگاه الزهرا
doi
100/jiams.2026.9180.7987چکیده
هدف: صنعت فرش دستباف ایران بهعنوان یکی از صنایع فرهنگی و صادرات محور ایران، در دو دهه اخیر با چالشهای زیادی مواجه بوده است و درنهایت سهم و حجم بازار خود را از دست داده است. باوجود اهمیت لابیگری استراتژیک در ارتقای ظرفیت تعاملات نهادی و حمایت از منافع صنفی، تاکنون الگوی منسجم و بومی مشخصی برای این حوزه در صنعت فرش دستباف ایران ارائه نشده است. علاوه بر این بخش صنعت هم استراتژی شفافی برای بهره برداری از این مهم ندارد. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی لابیگری استراتژیک در صنعت فرش دستباف ایران انجام شده است و تلاش میشود، ضمن شناسایی چالشهای سیاستی و نهادی پیش روی این صنعت، سازوکارهایی برای تقویت تعامل مؤثر با نهادهای داخلی و بینالمللی نیز تبیین شود. لذا این پژوهش به دنبال این مهم است که الگوی لابیگری استراتژیک برای صنعت فرش ایران چیست و این الگو بر چه ابعاد و مؤلفههایی استوار است؟ در این راستا دو سوال کلی پژوهش مطرح میشود: * مضامین اصلی و مضامین فرعی در الگوی لابیگری استراتژیک در صنعت فرش دستباف ایران، بر اساس دادههای کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری کداماند؟ * شاخصهای استخراج شده از تحلیل کیفی مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی تفسیری، از طریق اجماع خبرگان بر اساس تکنیک دلفی مورد تأیید و اعتبارسنجی قرار میگیرند؟ روش: این پژوهش با روش آمیخته انجام شده است. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با خبرگان و فعالان صنعت فرش دستباف با رویکرد تحلیل پدیدارشناسی تفسیری [1] تحلیل شد. سپس، در بخش کمّی، مضامین اصلی و مضامین فرعی استخراجشده از مرحله قبل از طریق تکنیک دلفی در سه مرحله و بر اساس میزان توافق خبرگان، پایایی و روایی آن تائید شد . یافتهها: الگوی لابیگری استراتژیک صنعت فرش دستباف ایران بر پنج مضمون اصلی شامل همافزایی تشکلهای تخصصی فرش دستباف، تعامل راهبردی با نهادهای سیاستگذار و متولیان فرش، دیپلماسی تجاری و توسعه بازارهای جهانی فرش، بهرهگیری از حمایتهای ساختاری و مشاوره تخصصی و یکپارچهسازی زنجیره ارزش و تقویت قدرت چانهزنی استوار است . که به شرح زیر مضامین فرعی هر کدام آمده است: · همافزایی تشکلهای تخصصی فرش دستباف (شامل مضامین فرعی هماهنگی میان اتحادیهها و انجمنها، ایجاد شبکههای داخلی قوی و تقویت هماهنگی میان فعالان صنعت)، · تعامل راهبردی با نهادهای سیاستگذار و متولیان فرش (شامل مضامین فرعی روابط مستقیم با تصمیمگیرندگان، انعطافپذیری در پاسخ به تغییرات قوانین و ارائه شواهد و اطلاعات معتبر)، · دیپلماسی تجاری و توسعه بازارهای جهانی فرش (شامل مضامین فرعی شناخت بازارهای هدف و رقبا، حضور در نمایشگاهها و تعامل با مشتریان خارجی و توسعه برند و اعتبار بینالمللی)، · بهرهگیری از حمایتهای ساختاری و مشاوره تخصصی (شامل مضامین فرعی بهرهگیری از مشاوره تخصصی، استفاده از سیاستها و حمایتهای نهادهای دولتی و هماهنگی میان مشاوران و فعالان صنعت)، · یکپارچهسازی زنجیره ارزش و تقویت قدرت چانهزنی (شامل مضامین فرعی (شامل مضامین فرعی ایجاد ارتباطات داخلی میان تولیدکنندگان و صادرکنندگان، افزایش قدرت چانهزنی از طریق هماهنگی شبکهها و اشتراکگذاری اطلاعات و منابع) نتیجهگیری: الگوی نهایی این پژوهش که در جدول بالا آمده است، تصویری ساختاریافته از عوامل اصلی در لابیگری استراتژیک باهدف توسعه صادرات در صنعت فرش دستباف ایران را ارائه میدهد. چنین الگویی میتواند مبنای مناسبی برای طراحی الگوی لابیگری استراتژیک در راستای توسعه صادرات صنعت فرش ایران فراهم کند و زمینه افزایش رقابتپذیری این صنعت در بازارهای جهانی را مهیا سازد .