بررسی ابهام معنایی واژگانی در زبان فارسی با رویکردی شناختی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
چکیده

هنگامی واژه­ای به تنهایی و یا در عبارت و یا در جمله­ای دارای ابهام است که دارای بیش از یک معنی و یا چند معناست. سابقۀ پرداختن به ابهام زبانی به ارسطو و رواقیون بازمی­گردد و این موضوع همواره مورد توجه فلاسفه و منطقیون نیز بوده است. باید بین چندمعنایی و ابهام واژگانی که ظاهراً مشابه هم هستند تمایز قائل شد. چند معنایی درمورد واژه­ای است که دارای چند معنای به هم مرتبط هست، اما ابهام واژگانی در تعریف سنتی واژه­های هم­شکل (هم­آوا ـ هم­نویسی) هستند که هر کدام معنای مستقل و متفاوت و در فرهنگ واژگان هم مدخل جداگانه­ای دارند. البته در تحقیقات زبان­شناسی و در بسیاری از موارد، چندمعنایی را به نوعی ابهام واژگانی درنظر می گیرند. ابهام زبانی می تواند از نوع واژگانی، نحوی و یا کاربردشناختی باشد که در این مقاله صرفاً ابهام معنایی واژگانی تحلیل و تبیین خواهد شد. پرسش اصلی این مقاله عبارت است از اینکه آیا می­توان از منظر زبان­شناسی شناختی برای خوانش معنای حقیقی واژۀ دارای ابهام به لحاظ وجود هم­زمان معنای حقیقی و مجازی و یا معنای صریح و ضمنی تببینی یافت؟ با مروری گذرا بر رویکرد شناختی و تحلیل نمونۀ واژگان دارای ابهام معنایی واژگانی در فارسی به این پرسش پاسخ داده خواهد شد و فرضیه­ای با عنوان خوانش دوگانۀ ابهام معنایی واژگانی در ارتباط با تحلیل ابهام معنایی معرفی می­شود. ارائۀ این فرضیۀ معنایی شناختی برای تبیین ابهام معنایی واژگانی دستاورد پژوهشی مقالۀ حاضر است.