بازپژوهیِ تعریف تروریسم بهعنوان جنایت سازمانیافته با گذشت دو دهه از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیأت علمی گروه حقوق دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اراک، اراک، ایران
2 پژوهشگر دوره دکتری حقوق بینالملل عمومی، دانشگاه علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران.
3 دانش آموخته دوره کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرم شناسی
doi
10.22034/thdad.2021.534234.1865چکیده
بهرغم دههها تلاشها از سوی جامعه بینالمللی در قبال تروریسم بهویژه پس از حوادث تروریستیِ 11 سپتامبر 2001 و با گذشت دو دهه از آن، اما توفیقی در نیل به سرکوب آن نیافت. این در حالی است که تروریسم بهطور فزایندهای ضمن بسط و توسعه، با شدت، موجبات نقض صلح و امنیت بینالمللی فراهم آورده است. آنچه جامعه بینالمللی در عصر حاضر از طریق ارتکاب جرایم تروریستی دچار تشکیک و چالش شده است، فقد تعریفی متناسب و جهانی در شناسایی کلیه ابعاد و ظواهر این پدیده است که بهدلایلی نظیر پایبندی دولتها به دیدگاه ملی خود در مورد تروریسم بهعنوان جنایت سازمانیافته، ابهام در تعریف، تفکیک میان مبارزات مشروع و آزادیبخش و توسل به تروریسم و امکان سوءاستفاده از حق دفاع مشروع، موجبات آن را فراهم کرده است. بههر روی، کنوانسیونهای بینالمللی و حتی منطقهای ضدتروریسم علیرغم ارائه مصادیق متعددی از جرایم تروریستی، تاکنون نسبت به تعریفی واحد و جامع نسبت به تروریسم اقدام نکردهاند؛ در حالی که میتوان راجعبه جنگ و تعریف آن در کنوانسیونهای چهارگانه ژنو اشاره کرد. افزون بر این، عدم وجود تعریفِ تروریسم را میتوان در نبود وضوح ساختار و چارچوب عمل در نیل به اجماع میان دولتها و سازمانهای بینالمللی جستجو کرد که وفق همین امر، تعریف و تصویب جهانی مشترک از تروریسم میتواند مقابله با تروریسم را بهطور اساسی تسهیل و فرایند پاسخگذاری را اثرگذار کند.