استقرار نظام توسعه مدیران، مدیریت تجربه کارکنان و پاسخگویی به انتظارات ذینفعان، سه رویکرد توسعه برند رهبری سازمان

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه شیراز

doi
100/jiams.2025.8674.7591
چکیده

ﻫﺪف این پژوﻫﺶ، طراحی الگوی برندسازی رهبری سازمان در مراکز تحقیق و توسعه خودروسازی ایران می­باشد که با رویکرد آمیخته (کیفی- کمی) اﻧﺠﺎم شده است. تحقیق حاضر از نظر مخاطب، ﮐﺎرﺑﺮدی، از نظر هدف، اﮐﺘﺸﺎﻓﯽ، از نظر جمع آوری داده، پیمایشی و از نظر زمانی در رسته تحقیقات مقطعی قرار دارد. به منظور جمع­آوری اطلاعات لازم در بخش کیفی از روش اسنادی و مصاحبه با افراد خبره و در بخش کمی به منظور تعیین روابط علت و معلولی مضامین شناسایی شده، از روش دیمتل استفاده شده است. ﭘﺲ از ﮐﺪﮔﺬاری توصیفی و تفسیری (دیدگاه کینگ و هوراکس) ﻣﻀامین ﭘﺎﯾﻪ ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی و اﻟﮕﻮی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدی برندسازی رهبری مبتنی بر نوآوری و فرهنگ­سازی و بر پایه روابط علّی و معلولی ارائه گردید. تحلیل یافته­های پژوهش نشان می­دهد سه عامل استقرار نظام توسعه مدیران، تجربه خوب کارکنان و پاسخگویی مناسب به انتظارات ذینفعان می­تواند منجر به ساخت برند رهبری سازمان شود. هم­چنین با تحلیل روش دیمتل مبتنی بر نظر خبرگان مشخص شد نظام استقرار توسعه مدیران دارای رابطه­ای یک­سویه با مدیریت تجربه کارکنان و پاسخگویی به انتظارات ذینفعان است درحالی که دو مضمون مدیریت تجربه کارکنان و پاسخگویی به انتظارات ذینفعان با یکدیگر رابطه­ای دو سویه دارند و دارای اهمیت بالاتری برای ایجاد برند رهبری هستند.