چالش‌ها و چشم‏اندازهای توسعه مبتنی بر دانایی در ایران: نگاه از زاویه آموزش پایه

doi
چکیده

نهاده اصلی الگوی نوظهور اقتصاد دانایی‏محور، دانش و کاربرد آن است. این الگو نیازمند آگاهی‏ها و آمادگی‏های پایه‏ای است که اکثریت وزن آن را سرمایه انسانی کارا تشکیل می‏دهد. بنابراین مسأله اصلی مقاله آن است که در شرایطی که مناسبات جهانی در حوزه اقتصاد بر اساس الگوی اقتصاد دانایی‏محور سامان می‏یابد، واردات فناوری، گسترش عجولانه آموزش عالی و به طور کلی تقلید از کشورهای توسعه‏یافته، بدون توجه به زیرساخت‏های اقتصاد دانایی‏محور، مشکل‏گشای مسائل اصلی کشورهای در‏حال‏توسعه نخواهد بود. از آنجا که آموزش همواره رابطه‏ای تنگاتنگ با توسعه اقتصادی داشته، به عنوان یکی از راه‏کارهای اساسی و البته یکی از ارکان مهم اقتصاد دانایی‏محور، مقوله آموزش به طور کلی و آموزش پایه به طور خاص در این مقاله مطرح می‏شود. به طوری‏که فرضیه تحقیق از این قرار است که «بهبود آموزش پایه در ارتباط مستقیم با پیشرفت شاخص اقتصاد دانایی‏محور است». در این بررسی از روش توصیفی- تحلیلی و روش علّی استفاده شده است تا در ابتدا به مفاهیم و تعاریف کلیدی این عصر پرداخته شود و سپس بر اساس روش‏شناسی بانک جهانی در مورد شاخص اقتصاد دانایی‏محور و مباحث تئوریک ذکر شده، وضعیت ایران در ارتباط با اقتصاد دانایی‏محور و آموزش در سال‏های 1388- 1375(2009-1995) روشن شود. نتایج پژوهش، نشان‏دهندة ضعف ایران در تأمین آموزش پایه‏ای است که بتواند دستیابی به جامعه‏ای دانش‏بنیان را ممکن سازد. این ضعف ریشه در مواردی چون وجود فضای رانتی، عدم توجه به اهمیت آموزش پایه در برنامه‏ریزی کلان نسبت به آموزش عالی و هم‌چنین ضعف استراتژی‏های اتخاذ‏شده در آموزش و پرورش دارد. از این رو انجام اصلاحات آموزشی از سمت آموزش عمومی به آموزش عالی، ایجاد شایستگی‏های کلیدی، و ایجاد ارتباطی کارا و مستمر میان آموزش عمومی، بازار کار و آموزش عالی می‏تواند در بهبود شرایط نهادی و دستیابی به فضای دانش‏بنیان مؤثر واقع شود.