غلبۀ تحلیل نظری بر توصیف تجربی واکاوی «نظریهزدگی» در مطالعۀ معنویتگرایی نوظهور
نویسندگان
1 استادیار، گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrm.2025.398776.630640چکیده
این پژوهش به بررسی نحوه مواجهۀ صاحبنظران ایرانی با پدیدۀ معنویتگرایی نوظهور پرداخته و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک، بر پایه ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته، مضامین اصلی را بازتولید و توسعه بخشیده است. تحلیل مصاحبهها براساس چارچوب نظری لارن داوسون و با تفکیک میان برداشتهای اولیه (توصیفهای تجربی) و برداشتهای ثانویه (تحلیلهای نظری) انجام شدهاست. با این روش، مقاله میکوشد الگوها و مضامین کیفی را استخراج کند. البته سهم کمّی هر دسته از مضامین نیز با استفاده از روش مکمل کمّیسازی ثانویه شناسایی شدهاست. یافتهها نشان میدهد که مضامین برداشتهای اولیه شامل: ۱. تکنیکهای معنوی، ۲. مفاهیم عامهپسند، ۳. بازنمودهای زبانی و رسانهای، ۴. سبکهای زندگی ترکیبی، و ۵. انگیزههای روانی هستند؛ و مضامین برداشتهای ثانویه عبارتند از: ۱. نقد معرفتشناختی، ۲. تحلیل فرهنگی، ۳. داوری الهیاتی، ۴. مواجهه ایجابی و بومی، و ۵. نقد روششناسی مواجهه. تحلیل یافتهها با تطبیق مضامین بر چارچوب نظری منتخب انجام شدهاست و نشانمیدهد در نگاه صاحبنظران ایرانی، برداشتهای ثانویه از نظر کمی و کیفی به طور محسوسی بر برداشتهای اولیه غلبه دارد. این وضعیت نشاندهندۀ نوعی «نظریهزدگی» است که ناشی از غلبه تفسیرهای الهیاتی، ایدئولوژیک و فلسفی بر شناخت پدیدارشناسانه از معنویتهای نوظهور است. حتی برداشتهای اولیه موجود نیز بازتاب تجربه زیسته و روایت درونی گروندگان نیست، بلکه بیشتر مبتنی بر جلوههای بیرونی پدیده شکل گرفتهاند.