بررسی و تحلیل فرشهای شمایلنگارانۀ اعتقادی دراویش گنابادی در دوره قاجار
نویسندگان
1 استادیار، گروه گرافیک، دانشکدۀ هنر شوشتر، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر شوشتر، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.22059/jrm.2025.398372.630634چکیده
دراویش گنابادی، یکی از شاخههای برجسته تصوف در ایران و پیرو طریقت نعمتاللهیاند که در دوران صفویه و قاجار به اوج شکوفایی در تعالیم و اعتقادات خود رسیدند و نقشی بسزا در ترویج زهد و معنویت در جامعه داشتند. در فرشبافی ایران که یکی از برجستهترین هنرهای دستی جهان بوده، در قرن ۱۱ خورشیدی، تصویرگری فرش با مضامین مذهبی و عرفانی رونق گرفت. در دوره قاجار، شمایلنگاری دراویش بهویژه در کرمان، گناباد و کاشان برجسته شد. این آثار مفاهیمی مرتبط با تصوف و زهد را بازتاب داده و به لحاظ هنری از سنت ایرانی و هنر مدرن اروپایی در ترکیببندی، پرسپکتیو و تکنیکهای بصری نیز بهره گرفتهاند. پرسش اصلی مقاله، این است که چگونه شمایلنگاری دراویش گنابادی در دوره قاجار توانسته بهعنوان یک ابزار هنری-اعتقادی در فرشها تجلی یابد و دارای چه مفاهیم، نمادها و عناصربصری بودهاست؟ هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل فرشهای شمایلنگارانه اعتقادی دراویش گنابادی در دوره قاجار است. این مطالعه به تحلیل نقشمایهها و مفاهیم نمادین در این فرشها و تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی آنها میپردازد. روش پژوهش مقاله کیفی، با بیان توصیفیتحلیلی بوده و دادهها به شیوه مطالعات کتابخانهای و بررسی مقالات معتبر علمی گردآوری شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این نقوش علاوه بر انعکاس باورهای عرفانی، نقشی کلیدی در حفظ و انتقال مفاهیم عرفانی با بهرهگیری از عناصر هنر ایرانی داشته و از هنر اروپایی در زمینه کاربست بصری آثار نیز الهام گرفتهاند. این فرشها توانستهاند بهعنوان ابزاری برای انتقال پیامهای معنوی و مفاهیم فرهنگی عمل کنند.