همگرایی معرفتشناختی پستمدرنیسم و عرفان اسلامی در نقد عقلانیت مدرن
نویسندگان
1 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22059/jrm.2025.399727.630650چکیده
این پژوهش با هدف تبیین همگرایی معرفتشناختی پستمدرنیسم و عرفان اسلامی در نقد عقلانیت کلاسیک، به این پرسش اصلی پاسخ میدهد که «چگونه این دو پارادایم، بهرغم تفاوتهای غایی، در نقد عقلانیت مدرن همسویند و این همگرایی چگونه میتواند به ارائه مدلی معرفتی فراتر از نظریه مطابقت بینجامد؟» با تحلیل مضامینی چون معرفت بهمثابۀ کشف در عرفان اسلامی و نقد نظریۀ بازنمایی، نشانداده میشود که هر دو سنت: ۱. عقلانیت کلاسیک را به دلیل ادعای احاطه بر واقعیت نامتناهی به چالش میکشند؛ ۲. زبان و عقل را در تبیین کامل حقیقت ناتوان میدانند؛ به نحوی که معرفت را هر دو گفتمان فراتر از رابطه ساده ذهن-واقعیت تصویر میکنند. با این حال، این همگرایی در نقد، به نتایج متفاوتی میانجامد و در حالی که پستمدرنیسم به نسبیگرایی معرفتی سوق مییابد؛ عرفان اسلامی با تکیه بر تجلی حکمت الهی، الگویی سهبعدی مبتنی بر سلب (نقد عقل ابزاری)؛ شهود (معرفت حضوری)؛ و عمل (تقوا به عنوان بستر معرفت) را پیشنهاد میدهد. پژوهش حاضر با به کارگیری روش تحلیل تطبیقی متون (شامل قرآن، روایات اسلامی و متون کلیدی پستمدرن)، مضامینی چون معرفت بهمثابۀ تجلی و نقد نظریه بازنمایی استدلال میکند که این مدل ترکیبی میتواند هم از محدودیتهای نظریۀ مطابقت بگریزد و هم از نیهیلیسم پستمدرنی. یافتهها حاکی از آن است که «معرفت» در این چهارچوب، نه بازنمایی ایستا، بلکه فرآیندی پویا در مواجهه با امر متعالی است.