تحلیل محتوای کتاب فارسی خوانداری و نوشتاری دورۀ دبستان از منظر معنیشناسی قالبی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات گیل و دیلم، پژوهشکدۀ گیلانشناسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 استادیار گروه زبانشناسی نظری، پژوهشکدۀ زبانشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
چکیده
کتاب درسی در مقام مهمترین ابزار آموزشی کشور، بخش مهمی از محتوای برنامۀ درسی را در خود دارد. از این رو، روزآمد کردن کتابهای درسی، افزودن بر غنای مفهومی و پرهیز از کاستیهای موجود در آنها همواره ضرورت تحلیل محتوای کتابهای درسی را اجنتابناپذیر میکند. پژوهش حاضر با هدف مشخص کردن میزان توجه کتابهای فارسی خوانداری و نوشتاری دورۀ دبستان به انواع معانی موجود در یک قالبِ معنایی میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که «در کتاب فارسی دورۀ دبستان کدام یک از انواع معانی «دستوری»، «صریح» «سبکی»، «همآیندی»، «کاربردی»، «تلویحی» و «متداعی» آموزش داده میشود؟» و «هر یک از انواع معانیِ مورد نظر تا چه سطحی مورد توجه قرار گرفتهاند؟». پژوهش در شمار پژوهشهای کیفی قرار دارد و جامعۀ آماری پژوهش تمامی تکالیف مجموعۀ کتاب فارسی نوشتاری و تمامی متون و تمرینهای فارسی خوانداری دورۀ دبستان را دربردارد. برای ارزیابی محتوای درسی از روش تحلیل محتوا و مشخصاً چکلیست استفاده شده و واحد تحلیل، واژه است. معیار تحلیل محتوا برای ارزیابی این کتاب، معنیشناسی قالبی فیلمور (1975) است و محتوای کتابها بر اساس میزان کاربست انواع معانی موجود در یک قالب معنایی، تحلیل و توصیف میشوند. یافتههای پژوهش ناظر است به آموزش غیرمستقیم معنای صریح، معنای همآیندی، معنای متداعی و معنای سبکی در قالب تکلیفهای نوشتاری و خوانداری مختلف که از این میان معنای صریح بیش از معانی همآیندی، متداعی و سبکی است. همچنین، تحلیل کتابهای دورۀ دبستان نشان میدهد که معانی دستوری، کاربردی و تلویحی از نظر دور ماندهاند.