استعاره و ارجاع در هنجارگذاری کیفری

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 دانش آموخته دکتری حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22034/thdad.2021.523286.1677
چکیده

تأمل در چگونگی تنظیم و صورت­بندی قانون کیفری و زیر ذره­بین قرار­دادن مقنن در فرایند جرم­انگاری، کیفرگذاری و عنوان­گذاری(وصف­گذاری) عمل مجرمانه، نقش مهمی در ارتقای کیفیت قانون دارد. قوانین کیفری افزون بر بُعد ماهوی، از بعد شکلی و کاربست تکنیک­هایی مانند ارجاع و استعاره هم شایسته توجه­اند. با وجود اهمیت شیوه­های جرم­انگاری و کیفرگذاری و تأثیر گسترده این شیوه­ها بر مرحله اجرای قانون، بسترهای کاربست استعاره یا استفاده از نظام تعیین غیرمستقیم کیفر، چالش­های پیش­رو و ارزیابی ضرورت یا عدم ضرورت استفاده از­این تکنیک­ها، کمتر بررسی شده است. پرسش پژوهش حاضر این ­است که: شکل­دهی قوانین کیفری با کاربست استعاره(فرض) و ارجاع کیفر، چگونه بر کیفیت و پیش­بینی­پذیری آثار قانون اثر می­گذارد؟ با ­توسل به کدام ضابطه­ها می­توان از چالش­های نظری و عملی این تکنیک­ها کاست؟ مقاله با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، ضمن بررسی زمینه­های ورود این شیوه­ها به پهنه قانونگذاری کیفری، و با بررسی 30 فقره دادنامه کیفری مرتبط، به چالش­های کاربست استعاره­تقنینی و ارجاع، در بستر ­قضایی ایران، می­پردازد. در­نهایت، مقاله کاربست استعاره تقنینی و ارجاع کیفر را روشی همواره مطلوب و کارآ ارزیابی نمی­کند و با طرح ایده «یکسان‌سازی جرایم در ­پرتو وصف‌گذاری مشترک یا کیفرگذاری در متن مشترک» تفسیری سنجیده­تر از قوانین متضمن استعاره یا ارجاع کیفر ارائه می­نماید. همچنین پایبندی به ضابطه­هایی نظیر رعایت ضوابط الحاق، توجه به کارکردهای وصف کیفری(وصف­گذاری منصفانه) و تناسب مجازات، در کاربست ضرورت­محور و کمینه از­این شیوه­ها مؤثر است.