تحلیل شکل‌گیریِ سازه‌های «نشانه‌ایی و نمادین» در داستان خانۀ اِدریسی‌ها نوشته غزاله علیزاده براساس آراءِ نشانه‌کاوی ژولیا کریستوا

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
چکیده

تلقی کریستوا از زبان، جسم و سوژه باعث شد وی جایگاه مهمی را در مطالعات ادبی، زبان­شناسی و روانکاوی پیدا کند. وی با برداشت­های خود از ذهنیّت و زبان، نگرشِ جدیدی از نشانه، معنا و معنازایی را در بطن سوژه و فرهنگ مطرح ساخت. کریستوا نشان داد که با در نظر گرفتن تاریخ و خودِ سوژه در دگرگونی­های معنایی جهان، زبان صرفاً نمی­تواند نظام نشانه­ایی سوسوری باشد بلکه فراتر از آن به یک نظام پویای دلالتی مرتبط است که سوژه ناطق را در بطن میل درونی، صورتهای ذهنیتی و قلمرو ناخودآگاه نشان می­دهد. کریستوا پردازش ساختار «زبان» و سوژه را وابسته به دو ساحت نشانه­ایی و نمادین (سمبولیک) می­داند که در بستر فرآیند معنازایی(signifiance) خودنمایی می­کنند. در این مقاله تلاش بر این است به بررسی لایه­ها و ساختارهایِ معنایی در رُمان خانه اِدریسی­ها نوشته غزاله علیزاده، نویسنده معاصر ایرانی بپردازیم، سپس به کمک آراء ژولیا کریستوا نمود و قلمرو این دو ساحت «نشانه و نمادین» را که به تولید «معنا» و پویاییِ آن در بستر اَشکال زبانی و نظام درونی روایت منجر می­شود، نشان دهیم.