«پراکندهاندیشی» مدرن و پیامدهای آن بر مبنای آرای والتر بنیامین (1892-1940)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی رشتۀ پژوهش هنر، گروه پژوهش و تاریخ هنر، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران.
2 دانشیارگروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران.(نویسنده مسئول)
3 دانشیار گروه سینما، دانشکدۀ سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران.
doi
10.22034/jcsc.2023.1990284.2640چکیده
والتر بنیامین، از متفکرین مهم آلمان وایمار است که نوشتههایش برای دهههای متمادی پس از مرگش و تا به امروز، محل بحث و خوانشهای متفاوت بوده است و هیچگاه تازگی و قرابت خود را از دست ندادهاند. مطالعات ملهم از بنیامین یا معطوف به وی، با ترجمهٔ انگلیسی اثر سترگ و ناتمام وی یعنی پروژۀ پاساژها، جان تازهای گرفت و باری دیگر بنیامین در مطالعات مربوط به مدرنیته، رسانه و تجربهٔ کلانشهری نامی کلیدی گشت. با اینهمه، برداشت رایج از بنیامین در ایران غالباً زیرسایهٔ خوانش چپ از وی و مقالات خاصی همچون اثر هنری در دوران بازتولید ماشینی آن باقی مانده ماست و جنبهٔ مونتاژی و پراکندهٔ و ابعاد گوناگون نوشتههای وی کمتر مورد توجه واقع شده است. این پژوهش که با تمرکز به متون جدیدتر و خوانشهای متفاوت از بنیامین تنظیم شده است، یکی از کلیدواژههای موردعلاقهٔ بنیامین یعنی پراکندهاندیشی را بهعنوان موضوع خود برگزیده است و امکانات مثبتی را که بنیامین در این شکل مدرن ادراک و تجربه کشف میکند، مورد بررسی قرار میدهد. پراکندهاندیشی، شکل مخالف ادراک و دریافت پیشامدرنی است که بهزعم متفکرانی چون گئورگ زیمل، تحت زیست مدرن و کلانشهری انسجام و عمق مبتنی بر تأمل و تمرکز را از دست داده و بهصورت پراکندهاندیشی و پریشانخاطری درمیآید که به عقیدهٔ بسیاری از فلاسفهٔ اوایل قرن بیستم، امکان تجربه کردن به معنای اصیل و ناب کلمه را زایل میکند. بنیامین برخلاف همکاران خود، امکاناتی انقلابی و اتوپیایی را تحت پراکندهاندیشی مدرن مطرح میکند و امید خود را نسبت به امکانات مدرنیته از دست نمیدهد.