بررسی انتقادی خاستگاه نبوی فرهنگ از دیدگاه ابوحاتم رازی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه سمنان. گروه الهیات( ادیان و عرفان)
2 دانشیار دانشگاه یاسوج. گروه فلسفه (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/jcsc.2021.136554.2235چکیده
آدمی فرهنگ را به عنوان مجموعهای از آداب و قوانین در زیست غیر ارگانیک خود میآموزد و در طی سالیان متمادی از نسلی به نسل دیگر انتقال میدهد. ابوحاتم رازی در مناظرهای که با پسر زکریای رازی دارد، به نوعی به دفاع از دینداری میپردازد که می توان گفت در نظر او، فرهنگ به معنای امروزی آن و خاستگاه هنجارهای فرهنگی و نهادهای اجتماعی برآمده از آموزههای نبوی است و از این جهت برای فرهنگ نبوی اصالت و تقدم قائل میشود. در این نوشتار دیدگاه ابوحاتم درباره کارآمدی و وجه زیربنایی فرهنگ نبوی تبیین خواهد شد. در نظر ابوحاتم اگر نبوت نبود، پدیده زبان و بالتبع هنجارهای اجتماعی شکل نمیگرفت و نهادهایی مثل سیاست پابرجای نمیماند. دفاع ابوحاتم رازی از دینداری متضمن نوعی نگاه کارکردگرایانه به دین است، که قابل مقایسه با نگاه دورکیم در حوزه جامعه شناسی دین است در این راستا این نوشتار با استفاده از چشمانداز کارکردگرایانه دورکیم، در پی کشف زوایای جدیدی از اندیشه ابوحاتم خواهد بود. این پژوهش در پی پاسخ به اینست که رویکرد ابوحاتم را تا کجا میتوان کارکردگرایانه به معنای امروزی آن دانست.