بازسازی معناهای عاطفی در فرایند ارزشی گفتمانی داستان ابراهیم؛ بارویکرد نشانه ـ معناشناختی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اصفهان.

2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده معارف قرآن و اهل بیت، دانشگاه اصفهان.

3 . کارشناسی ارشد رشتۀ نهج‌البلاغه، دانشجوی دکتری رشتۀ علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
چکیده

در معناشناسی گفتمانیِ شوش، فرایند تولید معنا با زیبا­شناختی یا حضور پدیدار­شناختی پیوند می‌خورد. حضرت ابراهیم(ع) در شوشی ممتاز طی فرایندهای حسی ـ ادراکی به همراه ابعاد دیگر گفتمان در برخورد با ابژه‌های ارزشی دچار وضعیتی جدید می‌شود که آن را می‌توان در جریان شهود ملکوت، حرکت به­سوی وصال و معرفت معشوق نامید. هدف اصلی مقاله این است که با استفاده از روش تحلیل نشانه ـ معناشناختیِ گفتمان، تبیین کند که چگونه «گفتمان دیداری» در داستان ابراهیم(ع)، بُعد پدیدارشناختی یا حضور می‌گیرد و با ایجاد تکانه‌ای در شخصیت اصلی داستان بعد زیبا­شناسی ـ عاطفی آن شکل می‌گیرد و در­نهایت، شوش به تولید معنا و به کنش منجر می‌شود. در ابتدای داستان نظام شوشی جریان دارد و در­ادامه، نظام‌های گفتمانی کنشی و تجویزی در نظام ارزشی شکل می‌گیرد الگوی کنشی داستان حول کنش‌های ابراهیم(ع) و نمرود و همچنین، قوم او شکل می‌گیرد. نتیجۀ مقاله این است که در داستان ابراهیم(ع) نه­تنها معنا در رابطه با نظام گفتمانی شوش و کنش بازتولید می‌شود؛ بلکه تداوم نیز دارد. ابراهیم(ع) به­منزلۀ شوشگر در جریان معنا­سازی سیال و پویا به کنشگری فعال تبدیل می‌شود و حقیقت معبود را در نظام گفتمانی کنشی، ارزش­سازی و معناسازی می‌کند.