ارائه الگوی جاری ارتباط معلم-دانشآموز در مقطع ابتدایی: رویکرد داده بنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، ایران
2 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، ایران
3 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، ایران
4 دانشیار تکنولوژی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، ایران
doi
10.22034/jcsc.2024.2028664.2745چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی ارائه الگوی تعامل معلم-دانشآموز در دورۀ آموزش و پرورش ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. قلمرو پژوهش را معلمان و دانشآموزان دورۀ آموزش و پرورش ابتدایی شهر بیرجند تشکیل دادند. با توجه به ماهیت پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد که با مصاحبه نیمه ساختاریافته 13 نفر از معلمان و 10نفر از دانشآموزان دادهها اخذ گردید. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین اطمینانپذیری از معیارهای لینکن و گوبا استفاده شد. یافتههای حاصل از این پژوهش، در قالب مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین شامل تعامل معلم-دانشآموز در دوره آموزش و پرورش ابتدایی بهعنوان مقوله محوری و شرایط علی (علل آموزشی،علل تربیتی و انگیزشی،علل شناختی-تحلیلی،علل شخصیسازی یادگیری،علل خانوادگی)، عوامل زمینهای(عوامل خانوادگی، عوامل توسعه شغلی، عوامل شخصیتی و عوامل اجتماعی)، شرایط مداخلهای (اختلاف نسلی، علاقهمندیهای مشترک، جنسیت، طرز تفکر و فرهنگ خانواده، جایگاه معلم در بین دانشآموزان، نوع مدرسه و جو کلاس و نقص جسمانی و معلولیت، شیوه بیان و رفتار)، راهبردها(تعامل رسمی و غیررسمی، برقراری تعامل کلامی و غیرکلامی، گرفتن تعامل حضوری و مجازی، بررسی پرونده و اطلاعاتی، طنز و بازی و فعالیتهای گروهی) و پیامدها(پیشرفت تحصیلی، افزایش انگیزه، استعدادیابی، تغییر دیدگاه به مدرسه و معلم، کاهش آسیبهای اجتماعی و تغییر در فرآیند تدریس و مدیریت کلاس) سازمان یافت. تعامل معلم-دانشآموز ارتباطی پیچیده و هدفمند در راستای رسیدن به اهداف آموزشی و تربیتی شکل میگیرد. ارائه الگو تعاملی معلم-دانشآموز میتواند معلمان و دانشآموزان را در برقراری یک ارتباط مطلوب یاری نماید.