زنان ایرانی و دگرگونی حافظه انتقادی در وضعیت دیجیتال
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی
doi
10.22034/jcsc.2025.2030421.2750چکیده
حافظه در پیوند با تاریخ است و از دست رفتن حافظه به از بین رفتن تاریخ منجر میشود. تاریخ مجموعهای از رخدادها و خرده رخدادهایی است که درون چیزها و انسان ثبت میشود. این ثبتشدگی برای انسان در حافظه رخ میدهد و حافظه جایگاه تاریخی دارد. هدف اصلی مقاله این است تا نقش محوری و کلاسیک حافظه را در پیوند با تاریخ، در پارادایم پساانسانگرایی، مورد مناقشه قرار دهد. ادعای اصلی ما این است که در وضعیت دیجیتال، حافظه درون حافظههای بیرونی و آرشیوهای اطلاعاتی تنیده شده است. این ایده در موضوع حافظۀ انتقادی زنان ایرانی بررسی شده است. چگونه حافظۀ انتقادی زنان در وضعیت دیجیتال دگرگونی یافته است؟ برای پاسخ به این پرسش ما بر روی ایجاد ظرفیت آرشیو سازی از رخدادهای جنبش اجتماعی زنان و تبدیل آن به منبعی برای یادآوری تمرکز کردیم. ما نمونههایی را از شبکههای اجتماعی اینستاگرام و ایکس (توئیتر) مطالعه کردیم که این دگرگونی را نشان میدهند. بر اساس نتیجهگیری، برای جنبش زنان ایرانی، تنیدگی نیروی انسانی حافظه با نیروهای غیر انسانی حافظۀ دیجیتالی به شکلگیری یادآوری انتقادی و تکرار برای تولید هویت انتقادی منجر شده است.