بررسی ادعای طعنۀ حافظ به پیامبر در بیت «آن تلخوش که صوفی امالخبائثش خواند .»
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrm.2025.385773.630564چکیده
برخی بر این باورند که بیت «آن تلخوش که صوفی امالخبائثش خواند/ اشهی لنا و احلی من قبلةالعذارا» حاوی طعنه و اسائه ادب حافظ به پیامبر اسلام است، زیرا در آن، عبارت «الخمر امالخبائث» که منسوب به ایشان است، سخن صوفی خوانده شده و صوفی، سیمایی منفی در شعر حافظ دارد و نیز در مصراع دوم، بر خلاف سخن پیامبر، نوشیدن آن امری پسندیده دانسته شدهاست. تفسیر غزل، با هدف رسیدن به نیت شاعر، با تکیه بر هرمنوتیک مؤلفمحور دیلتای و روش توصیفی-تحلیلی، نشان از رندانه بودن غزل، بهویژه بیت مذکور دارد. محور عمودی غزل حکایت از گفتگوی حافظ با فرد یا گروهی از متشرعان همعصر خود دارد و توصیۀ حافظ به مدارا و مروت و اینکه نیکنام نبودنش خواست خداست، در ضمنِ وجود نشانههایی دال بر فقر و فاقه شاعر در هنگامه سرودن شعر و درخواست توجه مخاطبِ شعر بدو با عباراتی چون مروت و مدارا و معذور دانستن وی، این احتمال را قوت میبخشد که شعر متعلق به دورهای از زندگی حافظ باشد که وی به اتهامی مطرود بودهاست. از سوی دیگر، با توجه به شخصیت دینی حافظ، احتمال قصد او از طعنه زدن به پیامبر بعید است و قاعدتاً هدف او نقد طردکنندگان خود بوده که ارباب قدرت و منتسب به زهد و تصوف بودهاند و به ناروا، او را آلوده دامن و بدنام میدانستهاند.