نگرشصوفیان بغداد به مسئلۀ کار: مطالعۀ موردی زندگی و اقوال جنید بغدادی، ابوسعید خراز، ابوالحسین نوری و حارث محاسبی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه عرفان اسلامی، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه عرفان اسلامی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد نیشابور دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور، ایران
doi
10.22059/jrm.2025.386210.630566چکیده
کار مفهومی است که با مفاهیمی چون دارایی، خدمت، فقر، و … همبستگی معنایی دارد. چنین مفاهیمی، در سنتهای دینی و عرفانی، غالباً صبغهای معنوی مییابند، چنانکه مایۀ ارزشمندی کار نه فقط کسب درامد، بلکه کسب ارزشهای اخلاقی وابسته به آن است. این نکته را میتوان از بررسی احوال و اقوال صوفیان بغداد در سدههای دوم و سوم هجری به خوبی دریافت. این صوفیان که غالباً مردمانی اهل زهد و فقر بودهاند و معیشت خود را با کار و کسب میگذراندهاند، در مفهوم و ضرورت کار اتفاق نظر نداشتهاند. بررسی مبانی فکری و شیوۀ عملی چهار شخصیت مشهور تصوف بغداد (جنید، خراز، نوری و محاسبی) با روش تحلیل کیفی متون کهن نشان میدهد که (1) کار در نظر آنان اهمیت کانونی چندانی نداشتهاست و (2) آموزۀ توکل سبب اختلاف نظر دربارۀ کسب و کار میان آنان بودهاست، چنانکه برخی کار را مخالف توکل دیده و پرداختن بدان را برای سالک ضروری نمیدیدهاند، و برخی آن را مخالف کسب ندیده و پرداختن به آن را به حال و مقام سالک وابسته میدانستند. (3) در نظر آنان کسب رسمی و دولتی مردود و البته (4) خدمت به همنوع و ایثار مفاهیمی مقدس در پیوند با کار بودهاست، همچنانکه (5) کسب روزی حلال و پرهیز از لقمۀ شبههدار نیز که با کار پیوند دارد، مورد توجه آنان بودهاست. در مقابل (6) کار در صورتی که به دلمشغولی فرد به امور دنیوی و بازماندن از آخرت منجر شود، به شدت مذموم بودهاست.