حل‌وفصل اجباری اختلافات از طرق غیرقضایی

نویسندگان

1 گروه حقوق بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران

doi
چکیده

ححق دادخواهی در اسناد بین‌المللی و قانون اساسی اکثر کشورهای دارای قانون اساسی نوشته، با ادبیات مختلفی به-رسمیت شناخته‌ شده و مورد تضمین قرار گرفته است. اصل سی‌وچهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز براین حق تأکید داشته و اصل یکصدوپنجاه‌ونهم قانون اساسی نیز مرجع رسمی رسیدگی به تظلمات و شکایات را «دادگستری» بیان داشته است. گرچه در امکان حل‌وفصل اختلاف‌های حقوقی از طرق غیرقضایی به‌صورت داوطلبانه بحث خاصی از منظر حقوق عمومی مطرح نیست، اما درخصوص دعاوی کیفری و برخی از دعاوی اداری به‌جهت نقض نظم عمومی و دخالت عنصر منافع عمومی، تردید جدی وجود دارد. با عنایت به اینکه نظام قضایی ایران با مشکلاتی نظیر حجم فزاینده دعاوی و اطاله دادرسی مواجه است، به‌نظر می‌رسد بتوان با اتخاذ تدابیری از جمله استفاده اولیه از روش‌های غیرقضایی حل‌وفصل برخی از اختلافات، زمینه کاهش نسبی تعداد پرونده‌های مطروح در دادگستری و تبعاً کاهش اطاله دادرسی و ارتقای کیفیت رسیدگی‌های قضایی را تا حدودی فراهم کرد. در این مقاله، با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین دلایل موافقان و مخالفان اجباری‌کردن الزام طرفین اختلاف حقوقی در استفاده از روش‌های غیرقضایی، به مهم‌ترین الزامات پیش‌بینی آن در نظام حقوقی با توجه به تجربه سایر کشورها و برخی از توصیه‌های مراجع بین‌المللی اشاره خواهیم کرد.