چندمعنایی و روند دستوری‌شدگی حرف اضافه «با» بر اساس تحلیل مؤلفه‌ای معنی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبانشناسی دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

پژوهش حاضر پژوهشی بنیادی در حوزه معنی‏شناسی، در چارچوب تحلیل مؤلفه‏ای معنی، با رویکردی درزمانی است. صورت‏های واژگانی و نقش‏های معنایی «با» از منابع تاریخی و کتاب­های دستور زبان فارسی و نیز فرهنگ هشت­جلدی سخن استخراج و تحلیل شده‏اند. در این پژوهش معانی «با»، روابط این معانی با یکدیگر، مؤلفه معنایی اصلی و روند دستوری­شدگی آن بررسی می­شود. مسئله دیگر، توجیه روند دستوری‏شدگی «با» با استناد به چند­معنایی آن است. حرف اضافه «با» بازمانده *upāka- دوره باستان است. upāka- در سنسکریت به معنی «مجاور و نزدیک» بوده است و مؤلفه معنایی «همراهی» را در بر داشته است. در فارسی میانه به abāg بدل شده که هم کارکرد حرف اضافه را داشته و هم با افزوده شدن پسوند، اسم abāgīh به معنی «همراهی» و فعل abāgēn-/abāgēnīd «همراهی کردن و همراه کردن» ساخته شده است. در این مقاله، چندمعناییِ «با» با توجه به معنی اصلی آن و با تکیه بر الگوی انتقال مفهومی بررسی شده است. پرسش‏هایی که نگارندگان در پی پاسخ به آن‏ها بوده‏اند عبارت­اند از: معنی و کارکرد اولیه «با» چه بوده است و روند دستوری­شدگی آن چگونه و در چند مرحله طی شده است؟ کدام معانی این واژه برگرفته از معنی اولیه آن هستند؟ کدام مؤلفه معنایی معانی گوناگون «با» را به ­هم پیوند می‏دهد و سبب ارتباط این معانی با هم شده است؟ بررسی‏ها نشان دادند این حرف اضافه در تحولات زبان­ فارسی، دو مرحله دستوری­شدگی را طی کرده است: نخست اسم به حرف اضافه بدل شده و بر همراهی دلالت کرده و سپس در مرحله بعد کارکردهای دیگری یافته و نقش­های معنایی خاستگاه و مفاهیم مشتق از آن را رمزگذاری کرده است. نگارندگان در مجموع، شانزده نقش معنایی برای حرف اضافه «با» شناسایی کردند و نقش‏های معنایی را در دو گروه قرار داده‏اند: گروه نخست، نقش­هایی که حاصل گسترش معنای اولیه آن، یعنی همراهی­اند و مفهوم­سازی «شخص» را در سطح نخست استعاره­های مقوله­ای هاینه نشان می‏دهند. گروه دوم معانی حاصل دستوری­شدگی ثانویه «با» هستند و مفهوم­سازی «شیء» و «فعالیت/ فرایند» را در استعاره­های مقوله­ای نشان می‏دهند.