ارتباط میان سطح بسندگی زبانی و دانش منظور ضمنی فردی و قاعده‌مند در بین دانشجویان زبان انگلیسی ایرانی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران.

doi
چکیده

منظور ضمنی گفتار، یکی از اجزای معنای سخن گویشور است و بی­آنکه بخشی از جملۀ گویشور را تشکیل دهد، وجهی از مفهوم آن جمله را می­رساند. این مقوله در حوزۀ منظورشناسی بین­زبانی بررسی می­شود و توجه بسیاری از متخصصان و نظریه­پردازان حوزۀ منظورشناسی را به خود جلب کرده­ است. با این حال، شمار پژوهش­هایی که به مطالعۀ ارتباط میان دانش منظور ضمنی و سطح بسندگی زبانی پرداخته‌اند، بسیار محدود است. بنابراین، پژوهش حاضر بر روی 102 (35 آقا و 76 خانم) دانشجوی آموزش زبان انگلیسی و ادبیات زبان انگلیسی دانشگاه گلستان اجرا شده است و هدف آن نه­تنها شناسایی رابطه و تفاوت احتمالی میان سطح بسندگی زبانی (بالا یا پایین) و دانش منظور ضمنی در آن­ها بلکه بررسی زیرمجموعه­های تلویح فردی و تلویح ­قاعده­مند است. علاوه بر این، امکان پیش­بینی و تشخیص (زیر)مجموعه‌های تلویح­های فردی و ­قاعده­مند با استناد به سطح بسندگی زبانی در این تحقیق، بررسی شده است. نتایج حاصل از آزمون هم­بستگی پیرسون نشان داد که رابطۀ معنادار مثبتی میان سطح بسندگی زبانی و تلویح­های ضمنی فردی و ­قاعده­مند وجود دارد. به­علاوه، از میان سه زیرمجموعۀ منظورهای ضمنی ­قاعده­مند، درک نقد بالاترین و پرسش پاپ پایین­ترین سطح هم­بستگی را با بسندگی زبانی داشته­اند. از میان چهار زیرمجموعۀ تلویح فردی نیز تناسب ـ افشای اطلاعات دارای بالاترین سطح هم­بستگی مثبت معنادار و تناسب کلی دارای پایین­ترین سطح هم­بستگی با میزان بسندگی زبانی بوده­اند. نتایج حاصل از مدل­سازی معادلۀ ساختاری نشان می­دهند هر دو نوع تلویح، رابطه معنادار مثبتی با سطح بسندگی زبان دارند. بنابراین، یکی از کاربردهای آموزشیِ پژوهش حاضر این است که طراحان کتاب­های درسی می­توانند مصادیق فرهنگ­وابسته منظورهای ضمنی قاعده­مند و فردی را در متون و مباحث کتاب­های درسی بگنجانند تا درک زبان­آموزان از آن منظورها را ارتقا دهند. معلمان نیز می­توانند به‌جای تمرکز صرف بر مشخصه­های زبان­شناختی، اهمیت درک و تعبیر منظورهای ضمنی گفتار را مورد توجه قرار دهند.