زبان و زمان‌ در روایت زنان سیاسیِ خاطره‌نگار دورۀ پهلوی

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 استادیار گروه تاریخ دانشگاه الزهراء، تهران، ایران

3 دانش‌آموخته مقطع دکتری تاریخ ایران دورۀ اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
چکیده

نقش­آفرینی پررنگ زنانِ مبارزِ ایرانِ عصر پهلوی در شکل‌گیری و تسریع جریاناتی که به انقلاب 1357 منجر شد، جایگاه تاریخی ویژه­ای ­را برای آنان ­رقم ­زده است. آگاهی ­از این­ جایگاه برجسته، بی­شک­ در روی­آوری بخشی از آنان به ثبت تجربیات زیستۀ خویش به­شکل خودزندگی­نامه‌نویسی مؤثر بوده است. با پذیرش خودزندگینامه‌نگاری به‌عنوان عرصه­ای برای بازنمایی هویت و روایت خویشتن - که جنسیت پایه و اساس آن است - این پژوهش بر آن است تا با استفاده از رویکرد تفسیری ـ هرمنوتیکی در چارچوب مفهومی «هویت روایی پل ریکور» ـ از یک سو به بررسی جایگاه زبان و زمان در سطح روایت و از سوی دیگر، به چگونگی بازتاب هویت زنانه در قالب‌های روایتیِ بازتعریف‌شده در نظریۀ مذکور، با تکیه بر متن خاطرات زنان سیاسی عصر پهلوی بپردازد. حضور 9 زن در گفتمان مبارزاتی چپ و 3 زن در زیرمجموعۀ ایدئولوژی اسلامی و همچنین، بازتاب هویت ­و دغدغه‌های جنسیتی در زیرمجموعۀ هویت سازمانی، به­خوبی نشان می‌دهد که گفتمان مبارزاتی و ایدئولوژی سازمانی، بر هویت جنسیتی زنانۀ این خاطره‌نگاران سیطره داشته است. انسجام روایتی، عدم تک‌خطی بودن روایت، برقرار بودن رابطۀ «هم‌زمانی» و «درزمانی» بین زمان زیسته و زمان روایت و همچنین، رابطۀ مستقیم زمان روایت در زبان راوی، از دیگر نتایج تحقیق است که باید بدان اشاره کرد.