بررسی الگوی انسانشناسی توماس آکویناس بر مبنای ایدۀ «مشارکت»
نویسندگان
1 استادیار، گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrm.2025.385905.630565چکیده
روایت کتاب مقدس از رویداد آفرینش اشاره میکند که خداوند انسان را به صورت خود آفرید تا شبیه او باشد. این روایت دو حوزه الوهی و بشری را در ارتباط نزدیک نشان میدهد: یکی (انسان)، شبیه دیگری (خدا). با توجه به اینکه در الهیات مسیحی، آموزه گناه ازلی به معنای گسسته شدن ارتباط میان خداوند و بشر تلقی شده، نحوه بازیابی این ارتباط و چگونگی امکان آن (نجات) از جنبههای متعدد مورد بحث قرار گرفتهاست. آکویناس هستی و شباهت انسان به خداوند را از منظر مفهوم «مشارکت» مطرح میکند. او معتقد است که هستی انسان حاصل مشارکت در هستی الهی است. هستی مشارکتی انسان درواقع مشارکت در خیر الهی (فعلیت اول) است. و هدف اصلی انسان تلاش برای به فعلیت رساندن این خیر بالقوه در خود است. قوس نزولی انسان مشارکت در هستی الهی (آفرینش)، و قوس صعودی او تبدیل شدن به ابزار عملیاتی خداوند در طبیعت (تداوم مشارکت) است. درواقع او در فرآیند کمال است که غایت وجودی خویش را بالفعل نموده و به «صورت خدا» در میآید. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی وضعیت انسان و موضوعات فرعی آن از قبیل «شر»، «ایمان» و «نجات»، در نگاه آکویناس از منظر مفهوم مشارکت میپردازد.