مطالعه فیتوشیمیایی و گرده شناسی تعدادی از گونههای جنس Mentha L. در شمال ایران
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم گیاهی، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه مازندران
2 دانشیار گرایش بیوسیستماتیک گیاهی، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه مازندران
3 استادیار گرایش فیزیولوژی گیاهی، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه مازندران
doi
چکیده
جنس نعنا (Mentha L.) از مهمترین و پرمصرفترین گیاهان خانواده Lamiaceae در صنایع غذایی و دارویی میباشد. طبقهبندی تاکسونومیکی این جنس به دلیل تنوع زیاد در خصوصیات ریخت شناسی و هیبریداسیون مکرر، پیچیده میباشد. مطالعات فیتوشیمیایی و گرده شناسی به همراه ویژگیهای ریخت شناسی میتواند کمک شایانی به سیستماتیک گیاهی و طبقهبندی آنها کند. در این پژوهش، متابولیتهای گیاهی جمعیتهای گونههای M. aquatica، M. pulegium و M. longifolia در استانهای گیلان، مازندران و گلستان، با روشهای کروماتوگرافی گازی-طیف سنجی جرمی و اسپکتروفوتومتری، و ریخت شناسی دانه گرده آنها با میکروسکوپ الکترونی نگاره بررسی شد. نتایج نشان داد که در گونه M. aquatica، بتا-کاریوفیلن و ژرماکرن-دی، در گونه M. pulegium، پولگون و منتون، در گونه M. longifolia، دی-کارون و پیپریتنون اکساید، عمدهترین ترکیبات شیمیایی موجود در اسانس بودند. همچنین، میزان فنل، فلاونوئید، فلاونول، ساپونین، کاروتنوئید کل و میزان کلروفیل a و b دارای تفاوت معنی داری در بین گونهها بوده و گونه M. aquatica بیشترین میزان از این متابولیتهای ثانویه را نشان داد. دانههای گرده در جمعیتهای مختلف این گونهها بهصورت منفرد، اغلب کروی کشیده، 6 شیاری، با تزئینات سطح اگزین شبکهای بودند. طول قطبی (P)، عرض استوایی (E)، نسبت P به E، عرض شیار و فاصله دو شیار دانههای گرده در این گونهها تفاوت معنیداری داشته و گونههای M. aquatica و M. pulegium به ترتیب بیشترین و کمترین مقادیر را نشان دادند. نتایج اشاره دارد به اینکه متابولیتهای ثانویه و ریخت شناسی دانه گرده میتواند در شناسایی و تاکسونومی این گونهها موثر بوده و به ردهبندی آنها کمک نماید.