تأملی بر آراء معرفتشناسانۀ ناگارجونه اعتبارسنجی ابزارهای شناختی و انکار آموزه
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفۀ دین، ادیان و عرفان، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jrm.2025.389134.630584چکیده
مسئلۀ معرفت در تاریخ تفکر هند، همواره اهمیتی بسیار داشته و به جهت نقشی که متفکران و حکیمان هندی در نجاتشناسی خود برای آن قائل بودهاند، با دقت نظر و موشکافیهای شگفتانگیز مورد بحث و نظر قرار گرفتهاست. در این میان، اندیشمندان هند، به مسئلۀ ابزارهایشناختی توجه ویژه داشتهاند و مکتب نیایه به عنوان یکی از مکاتب واقعگرای هند، بحثهای پردامنهای در این خصوص دارد و به طور خاص چهار ابزار ادراک حسی، استنتاج، گواهی و قیاس را معتبر دانستهاست. در مقابل، ناگارجونه حکیم بودایی و بنیانگذار مکتب مادیَمیکه، واقعگرایی مکتب نیایه را نادرست میداند و با تکیه بر برخی پیشفرضهای هستیشناختی به نقد آراء معرفتشناسانۀ آنان میپردازد. در این مقاله تلاش کردهایم تا با روش توصیفی-تحلیلی، نقدهای ناگارجونه بر آراء معرفتشناختی زمانۀ خود و به طور خاص، آراء مکتب نیایه را مورد واکاوی قرار دهیم و نحوۀ مواجهۀ وی با نقد منتقدان ناظر به وجود ناسازگاری در آرائش را تحلیل کنیم. به طور کلی، ناگارجونه سه رویکرد تبیینی را برای دفاع از اعتبار ابزارهایشناختی مطرح میکند که عبارتند از: 1-نظریۀ اعتباربخشی ابزارهایشناختی به یکدیگر، 2-نظریۀ خود-اعتباربخشی ابزارهایشناختی و 3-نظریۀ اعتباربخشی متعلَّق شناخت به ابزار شناخت و در ادامه، همۀ آنها را نابسنده میداند و در نهایت، با طرح این مدعا که خودش هیچ آموزهای ندارد، تلاش میکند تا به شیوهای شبهویگنشتاینی و با تحلیل انواع مختلف دلالت، ناسازگاری بنیادین در آراء فلسفی خود را حل و فصل کند.