تحلیل نشانه ـ معناشناختیِ «پرسش» در مجموعۀ شعرِ هزارۀ دوم آهوی کوهی

نویسندگان

1 استادیار، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران.

doi
چکیده

زبان و بیان بخشی از اعجاز آفرینش و یکی از مهارت‌های ارزشمند هستند که از دنیای پیچیده و پر رمز­و­راز آدمی آشکار می‌شود. صرف ‌نظر از کارکرد ارتباطیِ زبان،­­ کارکردهای دیگر همچون عاطفی،­‌ ارجاعی، اندیشگانی و ادبی و هنری،‌ ضرورت تولید شیوه‌های متفاوتِ به‌کارگیری زبان را برای دست‌یابی به مقاصد گوناگون تبیین می‌کنند. «پرسش»‌‌ نیز با لحن‌های متفاوت، به خلق دلالت‌های ثانویه منجر می‌شود که از دیرباز، همواره یکی از مباحث علم معانی در حوزۀ بلاغت بوده‌ است. در نگرش نوین نشانه‌شناسی، یعنی نشانه ـ معناشناسی، شناخت با اهمیت دادن به کارکردهای دیگر زبان، حالت فعال‌تری به­خود می‌گیرد. طرح «پرسش» افزون بر ترغیب مخاطب به جست­وجوی لایه‌های پنهان معنایی متن، به‌کارگیری لحن‌های متفاوت در طرح آن، امکان تولید معناهای فراوان را ایجاد می‌کند. از این‌ رو، علامت پرسش «؟» به‌عنوان یک نشانۀ ظاهری و لحن پرسشی در جایگاه یک نشانۀ پنهان، در تولید معناهای متفاوت نقش دارد. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نشانه ـ معناشناختی آن دسته از شعرهای شفیعی کدکنی است که حاوی پرسش هستند؛ ازجمله نتایج به‌دست ‌آمده این است که سروده‌ها بیشتر با تکیه ‌بر حس دیداری و شنیداری، زمینۀ حضور و اتصال گفتمانی با مخاطب را فراهم می‌کند و با ایجاد فضاهایی همچون حاضر­سازی غایب و غایب­سازی غایب، زمینۀ تعامل گفتمانی و رسیدن به «منِ متعالی» را ممکن می‌سازد. این مقاله به شیوۀ تحلیل محتوای کیفیِ متن، با گزینش بعضی از شعرهای حاوی «پرسش» به انجام رسیده است.