پدیدار ذهن در فلسفۀ مادیَمیکه از توهم تا واقعیّت!
نویسندگان
1 دانشیار، گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.22059/jrm.2025.389455.630586چکیده
«مادیَمیکه» یکی از مکاتب مهایانهای است که با طرح نظریۀ «تهیگی» (شونیهتا)، افق معرفتشناختی و هستیشناسانه بدیعی را در تفکر هندی و بودایی موجب شدهاست. «پدیدار ذهن» یکی از مؤلفههای اثربخشی است که فلاسفۀ این مکتب، واکاوی مسائل وابسته به آن را جزو دغدغههای بنیادین خود قرار دادهاند؛ حال آنکه، بررسی مستقل این مسأله از منظر پژوهشگران، حداقل در زبان فارسی، تااندازهای مغفول ماندهاست. بنابراین، پژوهش فراروی بر بنیاد این مسأله شکل میگیرد که اولاً مقصود مادیَمیکه از تهیبودن ذهن چیست؟ و ثانیاً مادیَمیکه بهپشتوانۀ چه براهینی و بنابر کدامین اعتبار از توهم ذهن و حیث التفاتی آن دَم میزند؟ یافتههای پژوهشی حکایت از این دارند که مادیَمیکه از رهگذر استدلالهای انکاری گوناگونی، از جمله نفی منبع شناخت، نفی قانون علیّت، تبیینناپذیری ابزارهای شناخت و بیاعتباری نجاتشناسانۀ آنچه شناخت ذهنی نامیده میشود، سعی بر آن دارد، به یک اعتبار، بیبودیِ ذهن و مشارُإلیه آن را نشان دهد، هرچند به موجب قول ایشان به ساحتهای دوگانۀ واقعیّت، الف). سَمورتیسَتیه (واقعیّت نسبی) و ب). پرمآرتهسَتیه (واقعیّت مطلق)، میتوان پذیرش واقعیّت نسبی ذهن را نیز از سوی متفکران آن نتیجه گرفت. افزون بر این، از نظرگاه این مکتب به فراخور برخورداری واقعیّت از اعتبارات دوگانه، میتوان از دو نوع معرفت سخن گفت. برترین نوع معرفت در این مکتب، پراجنا است که خود عنوان دیگری برای شونیهتا فرض میشود و تعیّن آن تنها با گذر از معرفت ذهنی و واقعیّت نسبی میسر میگردد.