تحلیل معنایی فعل «گفتن» در چارچوب نظریۀ معناشناسی قالبی: یک بررسی پیکره‌بنیاد

نویسندگان

1 استادیار زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات قم

3 استاد زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

4 دانشیار زبان‌شناسی دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران.

doi
چکیده

یکی از دستاوردهای مهم زبان‌شناسی شناختی، «نظریۀ معنا‌شناسی قالبیِ» فیلمور (1982) است. این نظریه بیانگر اصلی مهم در معناشناسی شناختی است که بیان می­کند معانی واژه‌ها درون نظامی از دانش درک می‌شوند که در تجربۀ اجتماعی و فرهنگی انسان ریشه دارد. درواقع، فیلمور در این نظریه درک معنای واژه‌ها را از طریق قالب‌هایی که هر واژه فرا می‌خواند، میسر می‌داند و «قالب‌های معنایی» را نمایانگر بخش‌های یک رویداد می‌داند که برای اتصال گروهی از کلمات به مجموعه‌ای از معانی به­کار می‌روند. از طرفی، افعال به‌عنوان مهم‌ترین ارکان زبان در بیشتر حالت­ها و اعمال یک رویداد حضور دارند و در تفسیر معنا نقش بسزایی ایفا می‌کنند. هدف پژوهش حاضر، ارائۀ تحلیل پیکره­ بنیاد و توصیفی برای شناسایی حوزه‌ها و قالب‌های معنایی فعل «گفتن» در زبان فارسی و ترسیم قالب اصلی آن در چارچوب نظریۀ معناشناسی قالبی و طرح تحقیقاتی فرهنگ‌نگاری «فریم‌نت» است. برای نیل به این هدف، با بهره‌گیری از فرهنگ‌ها، پیکره‌های معاصر فارسی و سامانۀ فریم‌نت 44 حوزه و قالب معنایی از فعل «گفتن» در زبان فارسی شناسایی شد. سپس، مفهوم «بر زبان آوردن و بیان کردن» به‌عنوان معنای اصلی و سر­نمون این فعل تعیین و «انگارۀ شعاعیِ» آن برای نخستین­بار ترسیم گردید. در نهایت، قالب اصلی این فعل با استفاده از اصول و مفاهیم مطرح در نظریۀ قالبی فیلمور ایجاد شد.