تأثیر بقایای کرم ابریشم و نیتروکسین بر برخی از خصوصیات کمی و کیفی گیاه دارویی بابونه آلمانی (Matricaria chamomilla L.)

نویسندگان

1 استادیار دانشکده علوم کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه گنبدکاووس.

2 عضو هیات علمی دانشگاه گنبد کاووس

3 دانشگاه گنبد کاووس

4 گروه تولیدات گیاهی، دانشکده کشاورزی و منایع طبیعی، دانشگاه گنبد کاووس، شهر گنبد استان گلستان، ایران

5 گروه تولیدات گیاهی ، دانشکده کشاورزی و منایع طبیعی، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، استان گلستان، ایران

doi
چکیده

به‌منظور بررسی اثرات سطوح مختلف بقایای کرم ابریشم و نیتروکسین بر خصوصیات کیفی و کمی گیاه دارویی بابونه آلمانی (Matricaria chamonail) آزمایشی گلدانی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال‌ زراعی94-1393 در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه گنبد کاووس اجرا گردید. عامل اول تیمار کودی بقایای کرم ابریشم در 6 سطح (صفر، 5/2%، 5%، 5/7%، 10% و 20% بقایای کرم ابریشم) و عامل دوم کود بیولوژیکی نیتروکسین که شامل دو سطح تلقیح (25 میلی‌لیتر در هر کیلو خاک) و عدم تلقیح نیتروکسین بود. بر اساس نتایج، بیش‌ترین تعداد گل در گلدان، وزن گل و زیست توده در تیمار 5/7 درصد بقایای کرم ابریشم با تلقیح مشاهده شد. در سطوح پایین‌تر بقایای کرم ابریشم میزان فنل و آنزیم کاتالاز افزایش یافت. در حالی که در سطوح بالای بقایای کرم ابریشم (بالای 10 درصد) درصد اسانس و کامازولن افزایش یافت. در نتیجه می‌توان بیان کرد که کاربرد بقایای کرم ابریشم و نیتروکسین به صورت تلفیقی باعث افزایش عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی بابونه گردید. بنابراین تیمار5/7 درصد بقایای کرم ابریشم با تلقیح نیتروکسین جهت تولید گل پیشنهاد می‌شود. اما تیمار 20 درصد بقایای کرم ابریشم با تلقیح نیتروکسین جهت تولید دارویی (اسانس) این گیاه توصیه می‌گردد.