زنجیره مفاهیم در دعای باران نهجالبلاغه و مناجات طبیعت بودیسم تبتی: مطالعهای بیناادیانی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، ایران
2 دانش آموخته دکتری، علوم و معارف نهجالبلاغه، دانشگاه میبد، میبد، ایران
doi
10.22084/nahj.2025.30761.3176چکیده
در جهان کنونی که بحرانهای زیستمحیطی به چالشی عمومی تبدیل شده، واکاوی ریشههای معنویِ رابطه انسان و طبیعت در سنتهای دینی، افقی نو برای گفتگوهای بینافرهنگی میگشاید. از همینرو، پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی دعای باران نهجالبلاغه (خطبه 115) و مناجات طبیعت بودیسم پرداخته است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو متن در رویارویی با طبیعت و بحرانهای زیستمحیطی را تحلیل کند. نتیجه این نوشتار آن است که هر دو متن، با نگاهی کلنگر، طبیعت را محوری برای درک حقیقت هستی میدانند: در اسلام به مثابه آیات الهی و نشانهای از وابستگی انسان به رحمت خداوند، و در بودیسم به عنوان آیینهای برای درک وابستگی متقابل (پراتیتیاساموتپادا) و ناپایداری (آنیکا). اشتراکات کلیدی شامل تأکید بر فروتنی در برابر قوانین هستی، مسؤلیتپذیری زیستمحیطی و نگاه جامع به بحرانهاست. در مقابل، تفاوت بنیادین دو متن، در دو گانه خداباوری اسلامی در برابر نگاه کلی و علّی بودیسم جلوهگر شده است؛ دعای باران بر رابطه عمودی انسان ـ خدا و نقش اراده الهی تکیه دارد، اما مناجات طبیعت بر کارما و هماهنگی با ریتمهای کیهانی متمرکز است. برآیند این پژوهش، تأکید بر ضرورت گفتگوی بینافرهنگی برای تقویت اخلاق زیستمحیطی است؛ موضوعی که میتواند به عنوان گفتمان جدیدی در روابط بینالملل مطرح شود.