تطور بازنمایی ارتباط نسلی در سینمای جنگ ایران (با تکیه بر ابژهسازی قهرمان جنگ)
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشجوی دکتری ارتباطات، دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22034/jcsc.2023.533796.2428چکیده
ارتباط نسلها همواره در سینما دستمایه روایت داستانهای گوناگونی بوده استو از اینرو برخی فیلمهای سینمای دفاع مقدس در دهه هفتاد، هشتاد و نود به ارتباط بین قهرمان نسل دفاع مقدس و نسل پس از آن و چالشهای برآمده از تغییر شرایط به گونهای نمادین پرداختهاند. سینما نقشی دو سویه دارد، به این معنی که از طرفی واقعیتهای جامعه را به عنوان موضوع انتخاب و آنرا بازنمایی میکند و از سوی دیگر خود اقدام به ساخت واقعیتها آنگونه که میخواهد، میکند. حال این سوال پیش میآید که چرا سینماگران جنگ به بازنمایی ارتباط نسلی در فیلمهای جنگی میپردازند؟ این پدیده چگونه بازنمایی میشود و چه ویژگیهایی دارد؟ سویه دیگر مسئله این است که ژانر جنگ لاجرم باید قهرمان داشته باشد تا به نیاز مخاطب پاسخ دهد. بسیاری از آثار جنگی بر محوریت یک قهرمان و ماجراهای او شکل میگیرند و در واقع قصهای قهرمان محور دارند بنابراین در بررسی سیر تطور عنوان پژوهش، بررسی ابژهسازی قهرمان که بازتاب ویژگیهای نسل جنگ است ضروری مینماید. برای پرداختن به بازنمایی ارتباط نسلی در سینمای دفاع مقدس از روش نشانهشناسی تلفیقی استفاده شد. در بخش نتیجهگیری پس از طرح تفاوت در ابژههای نسلی، نتیجه شد که تطور بازنمایی ارتباط نسلی در سینمای جنگ ایران از »زایایی فرهنگی؛ بحران نسلی و بحران هویتی» و »ابهام در تأویل جمعی؛ نمادسازی فرافرهنگی» در دهه هفتاد و هشتاد به «دیالکتیک نسلی؛ خلق ابژه قهرمان میان نسلی و در نتیجه همگرایی نسلی» در حرکت است.