از تنهازیستی تا تنها ماندن؛ مقایسه دو گروه از زنان مجرد تنها در تهران
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی مؤسسۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم (نویسنده مسئول)
2 دانش آموخته رشته جامعهشناسی مسائل اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی مقطع دکتری؛
3 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز
doi
10.22034/jcsc.2021.538405.2455چکیده
در حال حاضر افراد زیادی از گروههای مختلف اجتماعی تنها زندگی میکنند که سهم زنان در این میان قابل توجه است. برخی از آنها به اختیار خود زیست تنها را انتخاب کردهاند و برخی دیگر به ناچار در زندگی تنها شدهاند. در این پژوهش با رویکرد پدیدارشناختی، 28 زن هرگز ازدواج نکرده بالای 40 سال ساکن شهر تهران که به صورت اختیاری و یا اجباری تنها زندگی میکنند را به روش نمونهگیری هدفمند، انتخاب و با آنها مصاحبه شد. یافتهها نشان داد زنان تنهازیست اختیاری افرادی هستند که تنها و مستقل زندگی کردن در دوران مجردی را به انتخاب خود برگزیدهاند. آنها اکثراً با تحصیلات دانشگاهی، شاغل و دارای پایگاه اجتماعی و اقتصادی مناسبی هستند. این دسته از زنان تلاش میکنند با ارتقاء تحصیلات، مهارتآموزی و افزایش توانمندیها، از خود تصویر یک زن مستقل، خودساخته و با اراده ارائه کنند. به عبارتی تا حدی با این ایده غالب در نئولیبرالیسم، که افراد ترجیح میدهند تنها باشند و روابط خود را با توجه به اولویتهای خود تعریف و محدود کنند، همراهی میکنند. در مقابل زنان تنهازیست اجباری، افرادی هستند که خواسته و ناخواسته ازدواج نکردند و مجرد ماندهاند که به دلیل فشارهای خانوادگی مجبور به جدا شدن از خانواده شدهاند و یا با از دست دادن والدین و مهاجرت اجباری و ... در زندگی تنها ماندهاند. آنها آمادگی کمتری برای مدیریت زندگی تکنفره دارند و در انتظار تغییر شرایط زندگی فعلی خود هستند و ازدواج را راهکار مناسبی در این زمینه میدانند. واژگان کلیدی: تنهازیستی، سبک زندگی، انتخاب، اجبار و پدیدارشناختی.