روایتی زنانه از جنگ ایران و عراق؛ تجربیات زیسته ی زنان خوزستانی ساکن در «شهرک شهید بهشتی مشهد»
نویسندگان
1 دانش آموختهی کارشناسیارشد مطالعاتفرهنگی، دانشگاه علامه طباطبائی، ایران، تهران
2 استاد جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی، دانشگاه علامه طباطبائی، ایران، تهران
3 دانشیار مطالعات زنان، دانشگاه علامه طباطبائی، ایران، تهران: (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/jcsc.2022.548078.2536چکیده
با گذشت بیش از سه دهه از پایان جنگ، زنان عادی ساکن در مناطق جنگی که ناچار به ترک خانههای خویش و در نهایت سکونت در شهرهایی غریب شدند، در بدنهی اصلی روایتها، پژوهشها و تاریخنگاریهای جنگ غایب هستند. مهمترین متونی که به تجربههای زنان از جنگ پرداختهاند، داستان زنانی را روایت کردهاند که «تأثیرگذار و تعیینکننده» بودهاند و به دلیل نزدیکی به مراکز قدرت، توانایی رساندن صدای خویش به دیگران را داشتهاند. پژوهشهای صورت گرفته در حیطهی علوم انسانی نیز، تنها به تحلیل همین متون منتشر شده در قالب خاطرات زنان قناعت کرده، و از مراجعهی مستقیم به انبوهِ زنانی که جنگ را زیستهاند خودداری کردهاند. نظر به وجود این خلأ در گفتمان جنگ، این پژوهش با مراجعهی مستقیم به 32 نفر از این زنان که ساکن «شهرک شهید بهشتی مشهد» هستند، تلاش کرده تا به تجارب زیستهی حقیقی و برگرفته از بطن زندگی آنان بپردازد. با رویکرد تئوریک «پدیدارشناسی فمینیستی» و پایبندی به «سوبژکتیویتهی جایگاهمند»، علاوه بر توجه به هستی جنسیتی مشارکتکنندگان، مسائل ساختاری چون: طبقه، وضعیت اقتصادی، قومیت، و فرهنگ آنان مدنظر قرار گرفته است. روایتهای به دست آمده با رویکرد «روایتگری ساختارگرایانه» و به شیوهای داستانگونه تحلیل شدهاند، و در نهایت «داستانی مرکزی» که حاوی تجربیات مجموع شرکتکنندگان است در قالب سه بخش کلی: «مواجهه با جنگ»، «تقلای حفظ بقا»، و «احیای زندگی و تکاپوی بهبود آن» روایت شده است.