ارزیابی نظریه هرمنوتیکی شلایرماخر
نویسندگان
1 دانشیار، گروه فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrm.2025.388824.630583چکیده
در این مقاله با تفکیک رویکرد و نظریۀ هرمنوتیکی از یکدیگر، ابتدا نظریۀ هرمنوتیکی فردریک شلایرماخر الاهیدان پروتستان سدۀ نوزدهم توضیح داده شده سپس با تکیه بدان، رویکرد هرمنوتیکی وی بیان و ارزیابی شدهاست. به باور وی، اولاً باید در فرایند فهم متن، علاوه بر متن به ذهنیت نویسنده هم توجه کرد وگرنه مفسر نمیتواند به فهم خویش از اثر نویسنده مطمئن شود. ثانیاً، افزون بر قواعد گرامری و زبانی، قواعد و روشهایی نیاز است تا مفسر به تعبیر وی، بتواند ذهنیت نویسنده را بازسازی کند ثالثاً وی معتقد بود که مفسر در بازسازی ذهنیت نویسنده باید پیشفرضهای خویش را کنار بگذارد تا بتواند به فهم اثر نویسنده دست یابد رابعاً وی همچنان «روش» را راه دستیابی به ذهنیت نویسنده میداند و در نتیجه، دستیابی به فهم نهایی یعنی مقصود نویسنده را ممکن اما دشوار میشمرد. نظریۀ هرمنوتیکی شلایرماخر برغم نوآوریهای قابل توجه مانند ۱) توجه به مفهوم فهم بهمثابۀ هدف یک نظریۀ هرمنوتیکی ۲) ارائه نظریهای درباره سرشت زبان، ۳) توجه به درهم تنیدگی زبان و اندیشه ۴) تاکید بر نقش ذهنیت نویسنده در فرایند فهم و ۵) ارائه روشهایی برای دستیابی به ذهنیت نویسنده، کوشیدهاست تا با تکیه بر امکان اپوخه کردن پیشفرضهای مفسر در فهم متن 6) راه را برای بازتولید ذهنیت نویسنده باز و 7) از عینیت فهم به معنای امکان دستیابی به ذهنیت نویسنده در چارچوب سنت تاریخی وی دفاع کند. اما هرمنوتیستهای پسامدرن مانند گادامر بر این باورند که اپوخهکردن پیشفرضهای مفسر در فهم متن و در نتیجه، بازتولید ذهنیت نویسنده و دستیابی به فهم عینی یعنی ذهنیت نویسنده در چارچوب سنت تاریخی وی ممکن نیست.