دیدگاه ابنعربی دربارۀ نظریۀ کسب در مسئلۀ جبر و اختیار
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، قم، ایران.
2 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jrm.2025.390892.630591چکیده
مسئله جبر و اختیار یکی از قدیمیترین مسائل در میان اندیشمندان اسلامی است که میتوان آن را از مشکلترین و پیچیدهترین مسائل معرفتی انگاشت. از دیرباز اندیشمندان مسلمان پیرامون این مسئله نظراتی عرضه کردهاند که به نظرات جبر، کسب، تفویض و امر بین الامرین خلاصه میشود. در این میان، دیدگاه محییالدین ابنعربی به عنوان ارباب اهل معرفت امری مهم است. ما در این پژوهش به دنبال این خواهیم بود که آیا نظر ابنعربی با نظریۀ کسب یکسان است؟ به عبارت دیگر، آیا نظر عرفا با اشاعره در مسئله جبر و اختیار یکی است؟با روش تحلیلی توصیفی و با جمعآوری و بررسی آثار ابنعربی، به این نکته میرسیم که مبنای عرفانی وحدت شخصیه وجود ابنعربی، مسئله جبر و اختیار را سالبه به انتفاء موضوع میکند؛ با این حال میتوان جبر و اختیار را در فضای عرفانی نیز میان وجود خدا و مظاهر او تبیین کرد. همچنین محییالدین بر اساس مبنای عرفانی اعیان ثابته، معتقد است عین ثابتۀ انسان در صقع ربوبی، اقتضای اراده و اختیار داشته و در عالم خلقی به صورت مرید و مختار بروز میکند. از اینرو با آنکه شیخ اکبر، فاعل را منحصر در حضرت حق میداند، اما صدور فعل را از جریان انسانِ مرید محقق میبیند. انسان است که مختارانه فعل را انجام میدهد و خداست که فعل را ایجاد میکند.همین دو مبنای عرفانی سبب شدهاست که با قاطعیت بگوییم ابنعربی قائل به نظریۀ کسب اشاعره نیست. از سویی او برخلاف اشاعره که قائل به وجود خدا و وجود انسان و وجودهای متعدد موجوداتند، قائل است که یک وجود کران تا کران هستی را پر کردهاست. از سوی دیگر، برخلاف اشاعره و قائلان نظریۀ کسب که اراده را از نظام انسانی حذف کرده و نسبت به فعل، انسان را کاسب میدانند، ابنعربی اراده را در متن حقیقت انسانی پیاده میکند و مریدبودن انسان را منقوش در عین ثابتهاش میداند.